ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢١ - لزوم تفكيك علائم حتمى از غيرحتمى
وجه اشتراك علائم ظهور با فتن و ملاحم و اشراط السّاعه خواهيم داشت:
١. ارتباط و وجه اشتراك علائم ظهور با فتن اين است كه در كتب فتن به تفصيل از فتنه هاى پيش از ظهور، چون فتنه سفيانى، لشكر سفيانى، سپاه قحطانى، فتنه هاى يمن، بربر، مصر، حبشه، شام، بغداد و از همه مهم تر فتنه دجّال گفت وگو شده است.[١]
٢. ارتباط علائم ظهور با اخبار ملاحم در مورد درگيرى سفيانى با حسنى، كشتار بغداد، كوفه، بصره، قرقيسيا و ديگر حوادث خونينى كه در آستانه ظهور به وقوع مى پيوندد، مى باشد.[٢]
٣. ارتباط علائم ظهور با روايات اشراط السّاعه در اين است كه:
اوّلًا: يكى از اشراط السّاعه ظهور حضرت مهدى (عج) است؛
ثانياً: يكى ديگر از اشراط السّاعه نزول حضرت عيسى (ع) است كه ارتباط مستقيم با ظهور دارد؛
ثالثاً: يكى ديگر از اشراط السّاعه خروج دجّال است كه در ايام ظهور خواهد بود؛
رابعاً: يكى ديگر از اشراط السّاعه خسف در «جزيرة العرب» است كه به احتمال قوى همان خسف سرزمين بيداء باشد كه از نشانه هاى ظهور است.[٣]
وجه امتياز علائم حتمى از علائم غيرحتمى
قبلًا اشاره كرديم كه علائم غيرحتمى در مشخّص نمودن وقت ظهور كاربرد ندارد؛ در حالى كه وقتى نخستين نشانه از نشانه هاى حتمى مشاهده شد، همگان متوجّه مى شوند كه دوران غيبت به سر خواهد رسيد.
لزوم تفكيك علائم حتمى از غيرحتمى
پس از تشريح كاربردى علائم حتمى، علّت تفكيك علائم حتمى از علائم غيرحتمى روشن مى شود؛ ليكن آيا اين تفكيك ضرورت هم دارد يا خير؟
برجسته ترين كارشناس مهدوى در عصر حاضر و توانمندترين تلاشگر عرصه مهدويت حضرت آيت الله حاج شيخ لطف الله صافى گلپايگانى در كتاب ماندگار و پُربار «منتخب الاثر» در پايان بحث مفصّل خود درباره دجّال مى نويسد: آيا شناخت نشانه هاى ظهور از جمله خروج دجّال واجب است تا به هنگام وقوع دانسته شود و حق از باطل و سره از ناسره شناخته گردد؟ ظاهر اين است كه واجب است تا انسان در معرض گمراه شدن نباشد و از باب دفع ضرر محتمل.
مى توان گفت: منظور از بيان علائم ظهور آن است كه هر كس بخواهد از خطر ضلالت در امان باشد، آنها را فرا بگيرد تا كسى را در برابر خداوند حجّت نباشد كه مقتضاى آن وجوب فراگيرى علائم ظهور و معذور نبودن احدى در ندانستن آنها مى باشد.[٤]
نشانه هاى عمومى آخرالزمان
آنگاه كه ديدى حق مرده است و اهل حق از ميان رفته اند؛
ستم همه جا را فراگرفته است؛
قرآن فرسوده شده و بدعت هايى از روى هوا و هوس در مفاهيم آن به وجود آمده است؛
دين بى محتوا شده است، همانند ظرفى كه آن را واژگون مى سازند؛
پى نوشت ها:
[١]. خليل، العين، ترتيب كتاب العين، ص ٦١٦.
[٢]. براى كتاب شناختى آنها ر. ك: نگارنده، كتابنامه حضرت مهدى، ج ٢، صص ٥٢٠- ٥٢٨.
[٣]. نجّاشى، الرّجال، ص ٣٩٠، رقم ١٠٤٩.
[٤]. ابن حجر عسقلانى وثاقت او را از احمد حنبل، معين، عجلى و ابوحاتم نقل كرده و خود طبق نظر آنها اظهارنظر كرده است. ر. ك: ابن حجر، فتح البارى، جلد مقدّمه، ص ٤٤٧.
[٥]. از جمله: نسخه كتابخانه بريتيش ميوزيوم، لندن، تاريخ استنساخ ٧٠٦ ه. ق. و نسخه كتابخانه عاطف افندى، استانبول، به تاريخ ٦٨٧ ه. ق.
[٦]. اين كتاب ده ها بار در ايران، لبنان و عراق به نام: الملاحم و الفتن چاپ شده و اخيراً به نام اصلى خود: التّشريف بالمنن فى التّعريف بالفتن، در قم چاپ و منتشر شده است.
[٧]. ر. ك: ابن حماد، الفتن؛ ابن حنبل، الفتن؛ شيخ فادى اسعد نصيف، الفتن والمحن.
[٨]. ر. ك: ابن المنادى، الملاحم، تحقيق عُقَيلى؛ سيد ابن طاووس، الملاحم والفتن.
[٩]. ر. ك: بزرنجى، الاشاعة لا اشراط السّاعة؛ يوسف بن وابل، اشراط السّاعة؛ صلاح الدّين محمود، اشراط السّاعة الصغرى و الكبرى؛ محمّد سلامه جبر، اشراط السّاعة و اسرارها؛ قاضى محمّد ابن كنعان، اشراط السّاعة و امور الآخرة.
[١٠]. صافى گلپايگانى، منتخب الأثر، ج ٣، ص ٣٠٣.