ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٦ - ١ تفكّر كلّى مهدويّت
بُعد جهانى و عقلى استخلاف
سبيط النيلى، مترجم: نادعلى فيروزى
١. تفكّر كلّى مهدويّت
پژوهشگران تاريخ و جامعهشناسى عقيده دارند كه تفكّر وجود يك نجات دهنده براى بشريت، تفكّرى است عمومى كه در تمامى جوامع انسانى با همهتفاوتهاى شديد فرهنگى، قومى و دينى به اشكال مختلفى مطرح است و از همين جا اين تصوّر غلط شكل گرفته كه تفكّر حكومت جهانى، تفكّرى دينى و غيبى است.
اگر جوهرهاين تفكّر، ظهور رهبريّتى جهانى باشد كه عادلانه حكومت مىراند و به قانون عمل مىكند و بشريت را از بلاى جنگ و قحطى نجات مىدهد كه همواره يكى از اهداف مصلحان و سياستمداران و حكيمان و فيلسوفان در تمامى اعصار همين بوده و در همين جهان متمدّن امروزى هم- چنان كه مىبينيم- بيش از گذشته مطمح نظر است و سياستمداران غربى نيز بر همين ادّعا هستند؛ در حالى كه هرگز نمىتوان آنان را رجال دينى و غيبى ناميد، چنين احساسى، حسّ كلّى ضرورت حكومت جهانى است.
مهدويّت در ديانت يهود، بشارت به ظهور مسيح يهودى است و در جهان مسيحيّت، ظهور خود عيسى بن مريم (ع) است و در ميان مسلمانان نام مهدى منتظر (عج) كه حضرت مسيح (ع) او را يارى مىكند، مطرح است.
در ميان هندوها و بودائيان و حكما و فلاسفهقديم و جديد نيز مهدويّت موضوعيّت دارد. افلاطون و فارابى در «مدينهفاضله»، [١] توماس مور، فيلسوف انگليسى در «اتوپيا»، يا «جزيرهخيالى»[٢] بدان پرداختهاند. اينگونه مدينههاى فاضله و جمهورىهاى نمونه بىشمار است؛ از جمله «آتلانتاى جديد» فرانسيس بيكن،[٣] «شهر مسيحى» يوهان،[٤] «كشور آفتاب» توماس كامپانلا،[٥] «جزيرهكنفوسيوس» حكيم چينى[٦] و امثال آن.
نامهايى كه بر اين ملّت يا مدينه نهادهاند، خيالى نيستند؛ بلكه مبتنى بر تصوّراتى هستند كه علم و دين و آثار تاريخى آنها را تأييد مىكنند. در اين زمينه، به يارى خداوند، ارائهدليل خواهيم كرد.
نام انسانِ نمونهاى كه چنين جامعهاى را رهبرى خواهد كرد نيز در نظر هر كدام، متفاوت است. در طول تاريخ بسيار كم پيدا مىشود حكيمى كه تلاش نكرده باشد، تصوّرى از يك جامعهنمونه به رهبرى مردى بزرگ و اسوه و دانشمند ارائه دهد و معاصران هم در اين امر تفاوتى با پيشينيان ندارند.
دكتر الكسيس كارل فرانسوى، در همين عصر اتم پيشنهاد مىدهد كه عدّهاى از هوشمندترين دانشآموزان انتخاب شوند و تحت تعليم انواع علوم قرارگيرند و از انجام هر گونه كار بيهوده و بازيگوشى منع شوند تا دست كم، يكى از آنان تمامى علوم را فراگرفته و قادر به رهبرى جهان گردد.[٧]
حقيقت اين است كه اين پيشنهاد هيچ تفاوتى با بشارت مسيحيان به بازگشت مسيح (ع) كه روح الله است و جامع همهعلوم يا بشارت مسلمانان به ظهور مهدى (عج) كه از جدّ خود، علوم اوّلين و آخرين را به ارث برده، ندارد. جز اينكه اين آقاى كارل، براى تحقّق چنين رهبريّتى شتاب كرده است و همين امر نشان مىدهد كه بشريت به طور جد، نيازمند دولت جهانى و حكومت نمونه است.
برتراند راسل كه در تأسيس سازمان ملل مشاركت داشت، به اين سازمان پيشنهاد داد كه لشكر بسيار قدرتمندى در جهان تشكيل شود تا امكان تشكيل اوّلين مرحلهحكومت جهانى فراهم گردد. كار به همين جا ختم نمىشود، دشمنان اديان آسمانى نيز در ضرورت حكومت جهانى با ديگران همصدا شدند. كارل ماركس با اينكه امور غيبى و متافيزيك را قبول نداشت و با آن اعلام جنگ كرده