ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩٣ - حقّ معرفت
فلسفهحقوق در اسلام بر جهانبينى توحيدى استوار است. خداوند خالق جهان و انسان است و بر همهموجودات، حقّ خالقيت و به تبع آن، حقّ تصرّف دارد. از سوى ديگر، همه موجودات و از جمله انسان، براى ادامهحيات و تكامل خود، نيازمند نعمتهايى هستند كه از سوى خداوند در اختيار آنها قرار مىگيرد. نعمت ولايت از مهمترين و بنيادىترين نعمتهاى الهى است كه براى تربيت و تعليم بشر از سوى پروردگار عنايت شده است. اين امر مستلزم حقّ ربوبيّت است. ربوبيّت الهى از آن روى كه شامل افعال اختيارى انسان مىشود، به دو شعبهربوبيّت تكوينى و تشريعى تقسيم مىگردد. ربوبيّت تشريعى به معناى فرمان دادن و حقّ ولايت است. چون بررسى تفصيلى حقوق اهل بيت (ع) كه برخاسته از ربوبيّت تشريعى خداوند است، در اين مقال نمىگنجد. از اين رو، به مهمترين حقوق اهل بيت (ع) كه همانا عبارت است از حقّ معرفت، حقّ مودّت و حقّ اطاعت، اشاره مىكنيم. ميان اين حقوق يك رابطهكاملًا منطقى برقرار است. شناخت، مقدّمهمحبّت و آن نيز زمينهساز پيروى و اطاعت است.
حقّ معرفت
شناخت اهل بيت (ع)، نخستين حقّ الهى و ركنى لازم در حيات طيّبهانسانى است؛ زيرا آنان از درختان سرسبز رسالتند، از جايگاه رسالت و محلّ آمد و شد فرشتگان برخاستهاند و معدنهاى علم و دانش و چشمهساران حكمت الهى مىباشند. ياران و دوستان اهل بيت (ع) مشمول رحمت پروردگارند و دشمنان و كينهتوزان آنان در انتظار كيفر خداوند به سر مىبرند.
در جهانبينى توحيدى، انسان همانگونه كه در اصل و تداوم هستىاش لحظه به لحظه به وجود تازهاى احتياج دارد، در حركت تكاملى خود نيز به هدايت مستمر نيازمند است. هدايت همانا پيمودن طريق تكامل است كه انسان به تدريج با پشت سر گذاشتن مراحل نقصان، به مراحل عالىترى مىرسد. طريق تكامل نيز نامحدود است؛ انسان مىتواند تا بىنهايت به پيش برود. اگر پيوند انسان از منبع هدايت قطع شود، همان لحظه از راه راست منحرف مىگردد. بدين سان، راز اصل حركت تعاملى انسان، پيوند و ارتباط او با خداوند است: «وَمَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ؛ ١ هر كس به خدا تمسّك جويد، به راهى راست هدايت شده است.»
راه راست، هم جنبهعقيدتى (اعتقاد كامل به آيين حق) را شامل مىشود: «قُلْإِنَّنِي هَدانِي رَبِّي إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ دِيناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْراهِيمَ حَنِيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ٢؛ بگو پروردگارم مرا به راه راست هدايت كرد. به آيينى پابرجا- و ضامن سعادت دين و دنيا- آيين ابراهيم، كه از آيينهاى خرافى روى برگرداند و از مشركان نبود» و هم ناظر بر جنبههاى عملى آيين حقّ مىباشد: «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ وَ أَنِ اعْبُدُونِي هذا صِراطٌ مُسْتَقِيمٌ ٣؛ آيا با شما عهد نكردم اى فرزندان آدم كه شيطان را نپرستيد، كه او براى شما دشمن آشكارى است و اينكه مرا بپرستيد كه راه مستقيم اين است؟!»
بدين سان، راه راست همان دين الهى از نظر اعتقادى و عملى است. كسى كه در اين راه حركت كند، زندگى و مرگش خدايى مىشود: «قُلْإِنَّ صَلاتِي وَ نُسُكِي وَ مَحْيايَ وَ مَماتِي لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ٤؛ بگو نماز و تمام عبادت من و زندگى و مرگ من، همه براى خداوند، پروردگار جهانيان است». به همين دليل، نزديكترين راه ارتباط با خدا، صراط مستقيم است. اهل بيت (ع)، صراط مستقيمند؛ زيرا رفتار و كردار آنان دعوت كننده به آيين حقّ است، دعوتى كه جنبهاعتقادى و عملى را در بر مىگيرد. رهپويان اهل بيت (ع)، راه يافتگان و بريدگان از اين طريق، گمشدگانند.
امام على (ع) مىفرمايند:
«خداوند ما (اهل بيت) را درهاى وصول به معرفتش و صراط و طريق رسيدن به خود قرار داده، بنابراين، كسانى كه از ولايت ما منحرف گردند يا ديگرى را بر ما ترجيح دهند، از طريق حقّ منحرف گشتهاند.» ٥
امام صادق (ع) نيز در تفسير آيهشريفه «اهْدِنَاالصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ» مىفرما يد: «و الله نحن الصراط المستقيم؛ ٦ به خدا سوگند، ما صراط مستقيم هستيم».
شناخت اهل بيت (ع)، به عنوان يك حق، از آن رو الزامى است كه آنان هاديان به سوى حقّ و الگوهاى حسنهراه تكامل در همهزمانها و مكانها مىباشند.
امام على (ع) از پيامبر گرامى (ص) نقل مىكند كه آن حضرت