ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٦ - مجامع مخفى (٢) مثلّث قدرت (حاكميّت نخبگان)
مجامع مخفى (٢) مثلّث قدرت (حاكميّت نخبگان)
اسماعيل شفيعى سروستانى
يك ضلع مثلث قدرت، حكومت جهانى است كه بنىاسرائيل مركز استقرار آن را «اورشليم» مىشناسد.
رغم آنكه ميان اشرار يهود و قدرتطلبان صهيونيست با آيين موسوى (دين موسى كليم الله) هيچ نسبتى نيست و ريشههاى اين تفكّر شيطانى قدرتطلب به كفر و شرك باستانى مصرى برمىگردد، گفتوگو از كتاب مقدّس «تورات» و سرزمين قدس، پوششى است كه آن باطن را از تيررس نگاه عمومى مردم دور مىسازد و سادهلوحان را مىفريبد.
به اين مطلب، شناسايى جايگاه و موقعيّت اورشليم را در جغرافياى تاريخى، سياسى، اقتصادى جهان اضافه كنيد. نويسندگان كتاب «جغرافياى استراتژيك خاورميانه» درباره «فلسطين» مىنويسند:
هيچ بخشى از خاورميانه نقش تاريخى و پايدار جغرافيا را در تأثيرگذارى بر سياستهاى ملّى در زمينهصلح و جنگ، بهتر از باريكهخشكى ساحل شرقى مديترانه، يعنى فلسطين يا اسرائيل ايفا نمىكند.[١]
در طول تاريخ، در اين منطقه و به ويژه صحراى «مگيدو» در جنوب «حيفا» جنگهاى بسيارى رخ داده است. بنيادگرايان بنىاسرائيلى وابسته به كليساى پروتستان «انگليس» و «آمريكا» هم اين منطقه را به منطقهدرگيرى آخرين جنگ در آخرالزّمان معرفى مىكنند. در كتاب «مثلث مقدّس» مفصّلتر دربارهاهمّيت اين منطقه و جايگاه ژئوپلتيك آن در «خاورميانه» و جهان نوشتهام. اشرار يهود با انتخاب اين محل، به تمامى عملكردهاى مزوّرانهخود، صبغهدينى و مذهبى مىدهند و چنانكه خاخام ميكا هالبرن گفته بود، از اورشليم به عنوان راهى براى توجيه زمان حال (بخوانيد جنايات زمان حال) مىسازد. از نظر نگارنده و با تكيه بر همهشواهد، اين حكومت جهانى و به عبارتى سلطهجهانى اشرار يهود اتّفاق افتاده است. تنها يكپارچهسازى سياستها، تمركز سازمان اجرايى و مديريّتى و بالأخره اعلام علنى آن باقىمانده كه يهود سعى دارد، طى سالهاى نزديك و از طريق اعمال استراتژى آتشفشان آپوكاليپتيك اين بخش بر زمين مانده را هم محقّق كند؛ به اميد اينكه امكان كنترل تاريخ آينده را به دست آورد.
دليل اين ادّعا، يعنى تحقّق حاكميّت بنىاسرائيل بر مقدورات و امكانات مادّى و فرهنگى جهان در قرن بيستم و سالهاى اوّليهقرن بيست و يكم ميلادى هم روشن است:
١. تبديل شدن فرهنگ و تمدّن غربى به فرهنگ و تمدّن غالب در سراسر جهان؛ تمدّنى كه در بنياد، يهودى و منبعث از اخلاق يهوديانه است؛
٢. حاكميّت سران صليب و صهيون بر سازمانهاى جهانى و متولّيان رتق و فتق امور بين المللى در حوزههاى پول و سرمايه، فرهنگ و آموزش و پرورش، بهداشت و سلامتى، سياست و ملكدارى و ...؛
٣. غلبهرسانههاى بنىاسرائيلى، اعمّ از ماهوارهها، اينترنت، راديو و تلويزيون، سينما، مطبوعات بر نظام رسانهاى جهان؛
٤. غلبهبانكدارى و اقتصاد يهودى بر نظام مالى جهان؛
٥. غلبهكارتلها و كمپانىهاى چند ملّيتى بر همهدارايىهاى مردم جهان؛
٦. حاكميّت يهود بر اقتصاد، سياست و فرهنگ آمريكايى و اروپايى؛
٧ ....
منبع تغذيه خبرگزارىهاى شرق و غرب جهان كجاست؟ مگر جز اين است كه هاليوود بنىاسرائيلى به عنوان اتاق فكر رسانههاى جهان عمل مىكند؟
به اين مجموعه، حاكميّت نخبگان را بيافزاييد.
نخبگان كيانند؟ رؤساى كشورهاى اروپايى؟ اعضاى ايپاك؟ سهامداران شركتهاى چند ملّيتى؟ بانكداران يهودى؟ اعضاى كميسيون سه جانبه يا همان سه جانبهخواهان؟ يا ... سالها بلكه قرنهاست كه همه از دولتى در سايه سخن مىگويند، از دستهايى آلوده؛ امّا پنهان كه در پشت هر توطئهبزرگى نمودار است؛ امّا رخ نمىنمايد.
همين پوشاندن چهره و سايهنشينى و مخفىكارى باعث شده تا