ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١١
عهد ميزان، عهد طلب و تمنّاى ميزان و تسليم بىچون و چرا و ترديد آدمى در برابر ميزان حق و صراط مستقيم است؛ چنانكه فرمودند: «علىٌ ميزان الاعمال».
ورنه بهره جستن و برخوردن از خانهاهل بيت (ع)، در هر عصر و عهدى جارى بوده؛ چنان كه امروز نيز هست.
١. جماعتى از مردم چنان بر آبشخور «زندگى» آلوده غنوده و بىخيال از پرسش و پاسخ و شاهد به دم غنيمت دانى مشغول شدهاند كه گويا هيچ ميزان و محكى براى سنجش و هيچ چشمى براى مشاهده در ميانههستى نيست؛
٢. جماعتى با تجربهخود ميزانى، انانيّت و خودكامگى را امام خويش ساخته، خود را امام حق و مبين خوانده و بر سر خود و همگنان آن آوردهاند كه ديدهايم و خواندهايم؛
٣. جماعتى ميزان و صراط حق را به سخره گرفتند و بر طبل لامذهبى و شرك و ارتداد كوبيدهاند؛
٤. و جماعتى اندك، در آرزوى خلاصى از عهد گرگى و خوى قوچى و ترديد، دست به آسمان برداشته و در جان، آرزوى تجربهميزان حقّ و عدالت را پاس داشتهاند.
جماعت آخر، خيل منتظرانند كه خود را تسليم ميزان حق ساختهاند تا شايد عهد دورى به سر رسد و دوران طلايى زندگى و حيات طيّبه زير بيرق امام مبين برسد.
اين عهد جمعى و تسليم عمومى مؤمنان است كه مجال حضور ميزان حق در عرصهتاريخ را ممكن مىسازد. اين آمادگى براى پذيرش حق است كه خوى گرگى را از انسان غاصب دور مىسازد و او را مستعدّ شهود و تجربهحقيقت ناب مىكند.
وا اسفا از خوى ترديد و دو دلى قوچ، گاه براى گذار از نهر خودكامگى، انانيّت و فرعونيّت، چنان دورخيز مىكند، گويى كه به يك باره بر سر همهما سوى الله چهار تكبير زده و خود را مىرهاند؛ امّا در آخرين لحظه مىايستد، به خود باز مىگردد، خودكامگى پيشه مىكند و رأى خود و كام خود را كافى و كامل فرض مىكند.
انتظار و آمادگى، عين تجربهعهد و عصر ميزان است. عهد تسليم همه چيز به آستان امام حق و ميزان اعظم الهى؛ بىآنكه هجمهبلا و سيل خصم لحظهاى ترديد و تسليم ايجاد كند. شايد حسب همين پيشنياز است كه ما را يادآور استمرار در انعقاد عهد در هر صبحگاه ساختهاند.
ظهور تمام قدّ عهد قلبى در قول و فعل، ميوهتسليم محض را به بار مىآورد. اين تسليم محض آدمى است كه ميدان فراخ و مجال ظهور ولايت امام مبين را سبب مىشود. اعمال ولايت به نحو تام و اتم، سبب انهدام ابنيهشرك و نفاق و باعث اضمحلال و سقوط همهمظاهر طاغوت از عرصه و ساحت حيات مادّى و فرهنگى انسان مىشود.
واسپس غدير، جفاى اشباح الرّجال و نامردى آنان كه در صحنهفراخ غدير حاضر و ناظر عهد با ولى بودند، همهمجال را براى اعمال ولايت امام معصوم (ع)، از بين برد و بر خلق عالم طى دهها قرن آن آمد كه خواندهايم و اينك نيز در پى آن در اقصا نقاط عالم شاهد و ناظريم. اينك بايد از خود پرسيد بر كدامين عهد مؤمن و در كدامين خوى مستقرّيم؟ ما را تا عهد ميزان چند منزل فاصله است؟
خدا بر آشكار و نهان جملهخلايق آگاه است.
والسّلام
پىنوشت:
[٢]. كلينى، محمّد بن يعقوب، كافى، ج ٨، ص ٣٦٢؛ مجلسى، محمّدباقر، بحارالانوار، ج ١٤، ص ٤٩٧.
[٣]. سورة نمل (٢٧)، آية ٦٢.
[٤]. بحارالانوار، ج ٣٩، ص ٢٤٨.
[٥]. تحفة امام مهدى، ص ١٢١