ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٥ - ١ راحت طلبان
جاى ما كجاست؟
سيّد عبّاس رضوى
بررسى دربارهمخالفان امام زمان (ع)، نشان مىدهد، سواى مستكبران بيدادگر كه در اوّل صف مخالفان قرار دارند، بيشترين كارشكنىها از جانب كسانى است كه ادّعاى موافقت با امام دارند و خود را از منتظران
امام مهدى (عج) مىدانند. اينان، امام را نه به خاطر پياده كردن اسلام اصيل، بلكه براى همراه كردن ايشان با آرزوها و هوسهاى خود مىخواهند و پس از پيوستن به امام (عج)، چون كارها را بر وفق مراد خود نمىبينند و ناچارند از منافع نامشروع خود درگذرند، به توجيه اهداف خود روى مىآورند و با سلاح دين و مذهب، به جنگ امام (عج) مىروندكه به فرمودهامام صادق (ع):
«چه بسيار كسانى كه ادّعاى پيروى او را دارند؛ ولى پس از ظهور حضرت، از او روى مىگردانند.»[١]
در اينجا، به برخى از اين افراد يا گروهها اشاره مىكنيم.
١. راحتطلبان
راحتطلبى ريشه در خودپرستى دارد و خودخواهى، منشاء همهمفاسد است. لذّتطلبى حالتى را در انسان ايجاد مىكند كه همهمعيارهاى اعتقادى و اخلاقى او را دگرگون مىسازد.
لذّتطلب، دين را به گونهاى توجيه مىكند كه با رفاه او در تزاحم نباشد. او بيشتر به دنبال آن دسته از احكام ساده و بدون دردسر است كه دنيايش را در خطر نياندازد. جمعى از مسلمانان «مكّه» پيش از هجرت به «مدينه»، خدمت پيامبر (ص) رسيده ابراز مىداشتند: موردآزار دشمنانيم، اگر اجازه دهى، با دشمنان مىجنگيم.
پيامبر (ص) مىفرمود: «اكنون مأمور به مبارزه نيستيم. دست نگاه داريد. نماز بخوانيد و زكات بدهيد».
پس از هجرت به مدينه و ايجاد آرامشى نسبى در آن شهر، پس از آنكه دستور جهاد نازل گشت، زبان به اعتراض گشودند كه خدايا، چرا فرمان نبرد دادى و آن را مدّتى به تأخير نيانداختى. قرآن، ريشهترس و وحشت آنان را راحتطلبى مىشمرد و مردم را نسبت به فرجام آن هشدار مىدهد.[٢]
انقلاب جهانى امام زمان (عج)، بدون گذشتن از آتش و خون به پيروزى نمىرسد. در نبرد محرومان با مستكبران، برق تيغ بلا، ايمانها را به آزمايش درمىآورد. مؤمنان راستين، پيشاپيش به استقبال رفته وخود را براى بلايا آماده مىكنند؛ ولى راحتطلبان با دستاويز قرار دادن مذهب، در پى توجيه وضع و پايگاه خويش هستند. در دوران انتظار، بيش از همه چيز، در فكر زندگى خودند و انتظار را بيشتر در دعا و ... مىجويند.
راحتطلبان از برابرآيات جهاد و امر به معروف و نهى از منكر و مبارزه با ستم، بىتفاوت مىگذرند. اينگروه، نجات بشر و عمل به اين گونه دستورها را مربوط به زمان ظهور مىدانند و مبارزه در زمان غيبت را نامشروع مىپندارند.
امام خمينى «ره» در طرز تفكّر اين گروه مىگويند:
اگر حضرت صاحب، خودشان مقتضى مىدانند، براى جهاد و مبارزه تشريف بياورند، ما كه دلمان براى اسلام بيشتر از آن حضرت نسوخته است و حضرت هم كه اينها را مىبيند، خودشان بيايند. چرا ما اين كار را بكنيم؟![٣]
از برهان لطف، نتيجه مىگيرند كه حضرت، نسبت به كاستىهاى جامعه از ما داناتر و تواناتر است. پس تأخير حضرت در ظهور، برخاسته از مصلحتى بوده و نياز به اقدام ما نيست.
با كندوكاو بيشتر در منطق و روش زندگى اين گروه، متوجّه مىشويم كه همهاين گفتهها، پوششى براى راحتطلبى است. در واقع انحرافات اخلاقى، سرمنشأ اين عقايد است، نه بينش دينى و بصيرت اعتقادى و ...
اين گروه كه در دوران غيبت، راحتطلبى سبب همدستى آنان با كفر و ستم شده است، به هنگام ظهور امام (ع) نيز نمىتوانند شيوهزندگى را تغيير دهند. براى ادامهزندگى بدون دردسر و به دور از