ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٨ - ٣ كافران و منافقان
به ظواهر قرآن عليه امام استشهاد مىكنند و عدّهاى با استدلال به سيرهاى از پيامبر (ص) كه در خيال دارند، به تحوّلات اجتماعى و اقتصادى امام انتقاد مىكنند.
امامزمان (عج)، در بيرون كردن اين گروه از صحنهاجتماعى و افكار عمومى، بيش از جدّش، پيامبر (ص) به زحمت مىافتد. پيامبر (ص) با كافرانى روبهرو بود كه از اعلان دشمنى ابايى نداشتند و آشكارا با اسلام و پيامبر (ص) مىجنگيدند؛ ولى اين دسته از معارضان مهدى (عج)، پينه بر پيشانى دارند و در ميان مردم به زهد و ورع مشهورند و با سلاح دين، به جنگ امام (عج) مىروند. بىكمترين ترديد به تير تكفيرش مىزنند و با ايجاد شايعه و جنگ روانى، افكار عمومى را عليه او بسيج مىكنند.
امام صادق (ع) مىفرمايد:
«آزردگىهايى كه مهدى ما از سوى نادانان روزگار خود متحمّل مىشود، بيش از زحماتى است كه به پيامبر (ص) از جاهلان زمان خود وارد شده.» پرسيدند چگونه؟ فرمود: «پيامبر (ص) در زمانى برانگيخته شد كه مردم سنگ و درخت و چوب مىپرستيدند. قائم، آنگاه كه قيام كند، مردم عليه او قرآن را تأويل مىكنند. به خدا سوگند، همانند سرما و گرما عدالت وارد سراهاى آنان خواهد شد.»[١]
دربارهقضيهاى امام مهدى (عج) در جمع مردم سخن مىگويد و حقايق را بر مردم آشكار مىسازد. گروهى از مردم كه تاب سخنان حضرت را نمىآورند، عليه امام (عج) خروج مىكنند.
امام صادق (ع) مىفرمايد:
«در وقت ظهور، قائم ما برايتان سخنانى مىگويد كه تاب شنيدن آن را نداريد. عليه او در رميله شورش خواهيد كرد. او با شما جنگيده و شما را نابود خواهد كرد.»[٢]
خطاب امام (ع) به شيعيان، «يحدّثكم» نشانگر آن است كه اين گروه از مخالفان امام و از شيعيان هستند و همگى به دست امام (عج) از ميان مىروند.
٣. كافران و منافقان
در طول تاريخ اسلام افرادى از منافقان با سوءاستفاده از آزادىهاى اسلامى به ميان مسلمانان رخنه كرده و با تظاهر به شعائر اسلامى از امكانات جامعهمسلمانان استفاده كردهاند. مصالح اسلام ايجاب مىكرد پيامبر (ص) و ائمه (ع) با آنان مدارا كنند و از درونشان پى جويى نكنند. در حكومت مهدى (عج) نيز اينگونه افراد درصدد نفوذ در حكومت و جامعهاسلامى برمىآيند. منافقان گاه تردستانه تا سطح تصاحب مقامات عالى حكومت امام (ع) پيش مىروند؛ ولى ذكاوت و قدرت ايشان، جايى براى دستاندازى منافقان باقى نمىگذارد و شديداً پاكسازى مىشوند.[٣] آنان آيندهخود را در خطر مىبينند و با پخش شايعه و همكارى با گروههاى معارض دشمنى خود را آشكار مىكنند. در مناطق مرزى با دشمنان خارجى همدست مىشوند و در مركز خلافت، يعنى «كوفه»، آشكارا با امام (عج) مىجنگند. حضرت پس از در هم شكستن مقاومت مخالفان، پيروزمندانه وارد كوفه مىشود و منافقان را در رديف ساير فرقههاى منحرف نافرمان از ميان برمىدارد.[٤]
كفّار نيز، كه ادّعاى سركردگى مردم جهان را داشته و نهضت آزادىبخش امام مهدى (عج) را مانع منافع نارواى خود مىبينند، در برابر حضرت صفآرايى مىكنند. آنان براى جلوگيرى از مسلمان شدن مستضعفان و حاكميّت محرومان نيرو تهيّه كرده و با سپاهيان امام (عج) درگير مىشوند.
امام صادق (ع) مىفرمايد:
«اذا خرج القائم لم يبق مشرك بالله العظيم و لا كافر، الّا كره خروجه؛[٥]
هنگامى كه قائم ما خروج كند، مشركان و كفّار از قيامش ناخشنودند.»
دنياى كفر با دستاويز قرار دادن كيش نصرانيّت با امام درگير مىشوند و به دشمنان امام كمك مىرسانند و به هنگام شكست، بديشان پناه مىدهند.[٦]
از برخى از روايات استفاده مىشود كه سفيانى مهمترين مخالف امام (عج) نيز صليب درگردن دارد.[٧]
امام طى گفتوگوهاى اعتقادى و سياسى، معارضان غيرمسلمان را همراه خود مىكند و مشركان كينهورز جنگ افروز را شكست مىدهد.
پىنوشتها
[١]. رى شهرى، ميزان الحكمة، ج ١، ص ٢٩٢.
[٢]. تفسير قمى، علىّ بن ابراهيم قمى، ج ١، ص ١٤٤. ذيل آية ٧١ سورة نساء.
[٣]. امام و روحانيّت (مجموعه ديدگاهها و سخنان امام دربارة روحانيت)، ص ٢٠٦.
[٤]. شيخ حرّ عاملى، وسائل الشّيعه، ج ١١، ص ٤٨٣.
[٥]. تفسير نورالثقلين، ج ١، ص ١٦٥.
[٦]. مجموعه آثار شهيد صدر، مقالة همراه با تحوّل اجتهاد، ص ٨.
[٧]. شيخ مفيد، ارشاد، ص ٣٨٣.
[٨]. منتخب الاثر، ص ٣٠٥.
[٩]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٣٨.
[١٠]. شيخ صدوق، من لايحضرها لفقيه، ج ١، ص ١٦١.
[١١]. الغيبه طوسى، صص ٤٧٣- ٤٧٥.
[١٢]. كافى، ج ١، ص ٣٩٧.
[١٣]. بحارالانوار، ج ٥٢، صص ٣٦٤- ٣٣٦.
[١٤]. الغيبه نعمانى، ص ٣٢٢.
[١٥]. همان، ص ٢٩٧.
[١٦]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٧٥.
[١٧]. همان، ص ٣٣٨.
[١٨]. همان.
[١٩]. بحرانى، هاشم، البرهان فى تفسير القرآن، ج ٢، ص ١٢١.
[٢٠]. بحارالانوار، ج ٥٢، ص ٣٤٤.
[٢١]. الغيبه طوسى، ص ٤٦٣.
منبع: گروه دين و انديشة تبيان