ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٦ - محبوبيّت و مقبوليّت امام
محبوبيّت و مقبوليّت امام
در دوران پيش از ظهور كه يأس، سايهسياه خويش را بر وجودِ بشريت مىگستراند، خصيصهآيندهنگرى انسان، حسّ اميد را- ناخودآگاه- از دلِ انسانيّت مدفون مىروياند وآدمى را به روزى ديگر بشارت مىدهد. بىگمان، نسلى كه دچار يأسها و سرخوردگىها است، در پى ديدنِ روزى خواهد بود كه تمامى استعدادهاى نهفتهاش شكوفا شود و همهانسانها در پهنهزمين به جايگاه حقيقىشان برسند.
بررسىها نشان مىدهد كه تمامِ تلاشِ امامان هدايت (ع)، در اين جهت مصروف مىشده كه در زمانى كه يأس از دنيا و حاكمان آن بر شيعيان سيطره پيدا مىكرده، مراقب باشند تا اين نااميدى به ناحيهرحمت الهى سرايت نكند؛ بلكه چراغ اميد به كارسازى و فرج و گشايش امور از جانب پروردگار متعال را در دل پيروانشان فروزانتر كنند. در روايتى از امام هشتم (ع) چنين رسيده:
«ما احسن الصّبر و انتظار الفرج ... فعليكم بالصّبر؛ فانّه انّما يَجيىءُ الفرج على اليأس ...؛[١] چه نيكو است صبر و انتظار گشايش امور را كشيدن ... پس بر شما است كه صبر پيشه كنيد؛ به درستى كه فرج، آنگاه مىآيد كه نااميدى فراگير گشته باشد.»
در فضاى مالامال از يأس و نااميدى و سرخوردگى انسانها، آشنايى با آيندهسبز و پُرنشاط از مجراى بشارتها و پيشبينىهاى قطعى و تخلّفناپذير انبياء و اولياى الهى، آدمى را در پى رسيدن به منجى و مُصلحى حقيقى وامىدارد. اين حالت، در مرحلهنخست، تمايلى بيش نيست؛ امّا با شناخت بيشتر نسبت به اوصاف متعالى و آرمانى آن مصلحِ موعود و حكومتش، در كنارِ رويارويى با واقعيّتهاى وحشتناك و تلخ و نابههنجار عصر پيش از ظهور، رفته رفته به محبّت و دوست داشتن ركن اصلى آن حكومت اصلاحگر، يعنى قائد و رهبر نهضت، مبدّل مىشود. اينجاست كه اين سخن در جايگاه معنا و مفهوم واقعى خويش قرار مىگيرد:
«انّه لا يخرج حتّى لا يكون غائبٌ احبّ الى الناس منه، مِمّا يلقون من الشر[٢]؛ به درستى كه (مهدى موعود (ع)) قيام نمىكند تا زمانى كه هيچ غايبى نزد مردم محبوبتر از وى نباشد و اين به خاطر شرارتها و ناروايىهايى است كه مردم ديدهاند.»
اهمّيت عنصر محبوبيّت اجتماعى تا به آنجاست كه وقتى به تاريخ مىنگريم، هيچ حكومتى را نمىيابيم كه گفته باشد: متّكى بر ستم و سركوب، بر مردم اعمال حاكميّت مىكند.
محبوبيّت اجتماعى كه آمد، به دنبال خود مقبوليّت را مىآورد و با آمدن مقبوليّت، مردم، مُلتمِسانه، حاكم را بر اعمال حكومت بر خويش دعوت مىكنند. نمونهبارز اين مطلب را در ماجراى بيعت مردم با حضرت على (ع) مشاهده مىكنيم؛[٣] البتّه متون رسيده دربارهنحوهبيعت مردم با حضرت مهدى (عج) نيز خالى از اين معنا نيست.[٤]
به خاطر فراهم بودن همين زمينهاجتماعى مناسب، وقتى
امام عصر (عج) ظهور مىكند، مردم، با خوشحالى تمام و در نهايت احترام، از آن حضرت استقبال مىكنند. مرحوم سيّد بن طاووس (ره) در نقلى چنين آورده:
«حضرت مهدى (ع) قيام نمىكند تا زمانى كه نفس زكيّه به شهادت مىرسد. پس هنگامى كه نفس زكيّه كشته شد، اهل آسمان و زمين، بر قاتلان او خشمناك مىشوند. در اين هنگام است كه مردم، گِرد مهدى (ع) جمع مىشوند و او را همانند عروسى كه شب زفاف به سوى خانهشوهر مىبرند، براى حكومت مىآورند.»[٥]
بىگمان تعبير (زفوها اليه ...)، حاكى از اشتياق شديد مردم به حكومت حضرت مهدى (ع) و فراهم بودن زمينهبىنظير اجتماعى