ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٩١ - قدرت در ديدگاه غرب
شوازنبرگ مىگويد: قدرت، توانايى تحميل اراده بر ديگران است، به اتّكاى ضمانت اجراى مؤثّر در صورت عدم قبول.[١]
ارگانسكى، قدرت را توانايى نفوذ و تأثير در راه و روش و منش و مجموعهرفتار ديگران، به وجهى كه مطابق ميل و مقاصد صاحبان قدرت باشد، تعريف مىكند.[٢]
رابرت دال[٣] قدرت را زير مجموعهنفوذ و تأثير در راه و روش و منش و مجموعهرفتار ديگران، به وجهى كه مطابق ميل و مقاصد صاحبان قدرت باشد، تعريف مىكند.[٤]
الوين تافلر[٥] معتقد است: قدرت در تمامى نظامهاى اجتماعى و روابط انسانى، امرى ذاتى است و چيزى نيست؛ مگر وجهى از هر رابطه يا تمامى روابط ميان افراد. در نتيجه، اجتنابناپذير و خنثى است و ذاتاً نه خوب است و نه بد. وى معتقد است چون روابط انسانى همواره در حال تغييرند، روابط قدرت نيز در فرايند دائمى تغيير قرار دارند.[٦] همچنين تعريفى ديگر، معتقد است كه قدرت يعنى، توان بسيج و استفاده از خشونت، ثروت و دانايى با استفاده از مشتقّات آنها براى برانگيختن ديگران به راههايى كه فكر مىكنيم، نيازها و تمايلات ما را ارضا خواهند كرد.[٧]
لوكس استيون معتقد است: قدرت بيانگر رابطهطرفين بين انسانهاست كه يك طرف تأثيرگذار و طرف ديگر تأثيرپذير است.[٨]
در ديدگاههاى ليبرال،[٩] در نظريّهواقعگرايى، قدرت را به معناى پرستيژ، يعنى توانايى كسب خواستهدولت بدون تهديد يا كاربرد زور، تعريف مىنمايند.
به طور سنّتى از منظر واقعگرايان، قدرت در چارچوب نظامى با زور نظامى تعريف مىشود. در اين چارچوب، قدرت به معناى آن است كه دولت، از طريق تهديد يا با استفاده از زور به خواستههاى خود دست يابد.[١٠]
تعريف نيكولو ماكياولى[١١] از قدرت: قدرت به توان اعمال سلطه از سوى يك بازيگر به ديگر بازيگران است، براى تمكين از خواستهوى.[١٢]
به نظر ديمون،[١٣] قدرت سلطهانسان بر انسان است.[١٤]
به نظر هربرت گلدهامر و ادوارد شيلد، قدرت، توانايى تأثيرگذارى بر رفتار ديگران بنا به هدفهاى يك شخص است.[١٥]
مك آيور نيز معتقد است: منظور از داشتن قدرت، توانايى تمركز، تنظيم يا هدايت رفتار اشخاص يا كارهاست.[١٦]
پىنوشتها:
[١]. عضو هيئت علمى دانشگاه جامع امام حسين (ع).
[٢]. دانشجوى كارشناسى رشتة مديريت صنعتى دانشكدة علوم انسانى اسلامىpashaeiamin @yahoo .com .
[٣]. پاشايى، ١٣٨٩: ٢٠٤.
[٤]. عالم، ١٣٧٨: ٨٩.
[٥].Joseph Nye .
[٦].Soft Power .
[٧].Joseph ,٤٠٠٢ :٥ .
[٨].Joseph ,٤٠٠٢ :٧ .
[٩].Galbraith .
[١٠]. گالبرايت، ٢٣: ١٣٦٢.
[١١]. همان: ٢٧.
[١٢]. رابرت دال، ١٣٦٤: ٧٠.
[١٣].Russell .
[١٤].Max Webr .
[١٥]. ايزدى، ١٣٨٩: ٥٨
[١٦]. نقيب زاده، ٩: ١٣٨٩.
[١٧].Threat .
[١٨]. مرادى، ١٣٨٨: ١٣٧.
[١٩].Green .
[٢٠]. بيكى، ١٣٨٨: ٣١.
[٢١].Hans Morgenthau .
[٢٢]. همان، ٣٠.
[٢٣].Louis .
[٢٤]. افتخارى، ١٣٨٧: ١٠٧
[٢٥]. مجتهد زاده، ١٣٨١: ١٢١.
[٢٦]. گروه مطالعات راهبردى، ١٣٨٨: ١٩٠.
[٢٧].Valter ..
[٢٨]. سارى، ١٣٨٨: ٦٠.
[٢٩]. زرقانى، ١٣٨٨: ١٢.
[٣٠]. نبوى، ١٣٧٩: ١٢.
[٣١].Robert Dahl .
[٣٢]. نبوى، ١٣٧٩: ١٢.
[٣٣].Alvin Toffler .
[٣٤]. فرهادى و مراديان، ١٣٨٨: ١٠٧.
[٣٥]. تافلر، ١٣٧٠: ٢٦.
[٣٦]. جمالى، ١٣٧٩: ٢٥٣.
[٣٧].Liberal .
[٣٨]. سارى، ١٣٨٨: ٩٤.
[٣٩].Niccolo Machiavelli .
[٤٠]. افتخارى، ١٣٨٨: ٢٧.
[٤١].Damon .
[٤٢]. ديمون، ١٣٦٤: ٥٩٨.
[٤٣]. زرقانى، ١٣٨٨: ١٣.
[٤٤]. عالم، ١٣٧٦: ٩٠.
منبع: فصلنامة پاسدارى فرهنگى دانشكدة علوم انسانى اسلامى دانشگاه افسرى و تربيت پاسدارى امام حسين (ع) سال اوّل، ش ٣ (بهار ١٣٩٠)، صص ١١١- ١٣٤.