ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٠٤ - اشاره
بىبند و بارى، بىعفّتى و هدف قرار گرفتن اعتقادات مردم است. در كنار حاكميّت يهود، حكومتهايى ديده مىشود كه تشكيل شده از مشركان، منافقان و همهآنهايى كه ظاهراً همراه مردمند؛ ولى در حقيقت بقاى خود را وامدار همدستى و همراهى مشركان هستند.
قبل از ظهور امام زمان (ع) دنيا گرفتار مشركان؛ يعنى يهود و نصاراست كه مصداق بارزش در جهان امروز همان آمريكا و مولود نامشروعش اسرائيل است كه حكومتهاى دست نشاندهاى كه به جز رضايت آنها به هيچ چيز ديگرى فكر نمىكنند، همراهشان هستند. حضرت در همان ابتداى امر با تمام قوا با ايشان رودررو شده و جنگ خونينى با ايشان به پا مىكنند. در اين جنگ تمام عيار، حتّى سنگها و درختها به يارى حضرت و سپاهيانش آمده و ايشان را خطاب مىكنند كه يك يهودى يا دشمن خدا پشت من پنهان شده، بياييد او را بگيريد و بكشيد.[١]
برخى روايات هم به جنگ حضرت با حكومتهاى عربى و دست نشاندههاى آنها اشاره مىكنند كه «على العرب شديد»[٢] «لا والله ما بينه و بينهم إلّا السّيف»[٣] البتّه نكتهاى را كه مىبايست در اينجا يادآور شوم، اين است كه جنگهاى خونين و شديد حضرت تنها با حكومتهاى مشرك و سردمداران شرك و نفاق است؛ والّا اصل حكومت ايشان حكومت سفاك و خونريزى نيست كه بين عوام مردم شايع كردهاند.
حضرت با شيطان درگير مىشود[٤] كه «إلى يوم وقت المعلوم»[٥] مهلت خواسته است؛ البتّه اينكه منظور همان ابليس است يا شيطان بزرگ بماند تا زمانى كه خود حضرت ظهور كنند.
با استقرار حكومت حضرت چه كسانى از اين نعمت بهرهمند مىشوند؟
اوّلًا طبق برخى روايات، همه در دوران امام زمان (ع) موحّد مىشوند و ديگر هيچ حدّ و مرزى باقى نمىماند كه فلانى مثلًا يهودى يا نصرانى است: «له أسلم من فى السموات والأرض[٦]؛ همه در دوران حكومت امام زمان (عج) مسلمان مىشوند.»
نكتهدوم اينكه با توجّه به بعضى ديگر از روايات كه مىفرمايد: «وضعالله يده على رؤس العباد؛[٧] نه رئوس مؤمنان يا شيعيان، حضرت دست مباركشان را بر سر تمام بندگان مىگذارند و عقول همهبندگان كامل مىشود و نه عقل جمعيّتى خاص.»
نكتهسوم اينكه سرور ناشى از ظهور امام زمان (ع) حتّى شامل حال اهل برزخ و مردگان هم مىشود؛[٨] يعنى علاوه بر شيعيان و كلّ انسانهاى زنده، مردگان هم از فرج بهرهمند مىشوند: «دخلتهم الفرحه»[٩].
آيا مىتوان تعريف جامعى از حكومت حضرت ارائه كرد؛ به طورى كه مشخّص شود، ابعاد، الگوها، قوانين و سيرهاى كه قرار است، ايشان برقرار كنند، چيست؟
مىدانيد كه ما ده قانون يا ده دين نداريم. در نگاه ما دين و قانون حق جز يكى و اسلام نيست: «إنّ الدّين عند الله الإسلام»[١٠]. افتخار و هنر حضرت مهدى (ع) پياده كردن همان چيزى است كه رسولالله (ص) به بشر ارائه كردهاند؛ زيرا به فرمودهقرآن «لَقَدْكانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ».[١١] به عبارت ديگر نه تنها سيرهايشان كه سيرهحضرت على (ع) همان سيرهرسول خدا (ص) بود و همگى افتخارشان اين است كه قدم جاى قدم پيامبر (ص) مىگذارند. البتّه نتيجهتأسّى و عمل به اين سيره بنا بر آيه «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ»[١٢] وفور و نزول بركات از آسمان و زمين است و طبيعى است، در چنين حالتى ديگر زمين با اهل خود قهر نيست و رود و درياچهاى خشك نمىشود و بسيارى مسائل از اين قبيل وجود نخواهد داشت.
آيا براى تحقّق چنين حكومتى زمينهسازى هم مىتوان كرد؟
پاسخ اين سؤال به بحث انتظار برمىگردد كه مرحوم مجلسى در جلد ٥٢ بحارالانوار بيش از هشتاد روايت در اين باره آوردهاند كه در بعضى از آنها از انتظار با تعبيرى همچون «أحبّ الاعمال»[١٣] يا «أفضل أعمال أمتّى»[١٤] ياد شده و شخص منتظر را در برخى ديگر به كسى تشبيه كردهاند كه در خيمهرسول الله (ص) باشد.[١٥] مسلّماً كسى كه در خيمهرسول الله (ص) باشد براى تهاجم به دشمن و ويران كردن ابنيهشرك و نفاق در حالت آماده باش به سر مىبرد يا وقتى حدّاقل ثواب انتظار را معادل ثواب هزار شهيد بدر و احد بيان مىكنند، معنايش اين است كه هر منتظر بايد رنج و زحمتى معادل رنج و زحمت هزار شهيد بدر و احد را تحمّل كند. به هر حال مردم بايد با اين موضوع و اين فرهنگ و خود امام (ع) و دشمنان ايشان آشنا شوند و براى مردم روشن شود كه دشمنان آن حضرت به دنبال چه مىگردند و چه هدفى را دنبال مىكنند.
به نظر حقير بهترين وسيله براى آگاه كردن مردم، پياده كردن فرهنگ مهدويّت و بر حذر داشتن آنها از فرهنگ ضدّ آن است. بهترين حالت آن هم وقتى است كه حكومت به پا مىشود. با برپايى حكومت و دستيابى به امكانات بيشتر، مسئوليّت هم بيشتر مىشود. مىبايست با استفاده از صدا و سيما و ديگر رسانههاى گروهى ابعاد مختلف موضوع را براى مردم تبيين كرد و به معناى واقعى، براى برپايى حكومت امام زمان (ع) مقدّمهچينى نمود؛ البتّه در اينجا مجال پاسخ به آنها كه با استناد به حديث ضعيف السّندى اصل تشكيل حكومت در عصر غيبت را زير سؤال مىبرند، نيست و به همين قدر بسنده مىكنم كه به نظر بنده الآن اوجب واجبات و اهمّ مسائل تشكيل و حفظ حكومت اسلامى است.
با گذشت بيش از دو دهه از آغاز انقلاب در ايران عملكرد اصل نظام را در اين راستا چگونه مىبينيد؟
هر چند كه انتظار بيش از اين بوده؛ ولى بينى و بين الله كوتاهى نكردهاند.
يك تذكّر و درخواست هم از آقايان دارم، اينكه بياييد فرهنگ مهدويّت را مثل كتابهاى مدارس كه به تناسب سطوح مختلف سنّى نوشته شده، بازنويسى كنيم و براى هر مقطعى كتاب و اسلايد، سىدى، فيلم و برنامههاى مختلف و مناسب داشته باشيم كه در اين راستا مىطلبد، هم فضا و هم ابزار را به خوبى بشناسيم و هم مناسبترين نحوهاستفاده از ابزار را در شرايط كنونى اعمال كنيم. در ورود به اين ميدان هم انشاءالله موفّق خواهيم بود.