معجزات انبیا در تفسیر المنار - مدرسی راد، زهرا؛ غضنفری، علی؛ میراحمدی، عبدالله - الصفحة ٥٣ - ٦- نوع دلالت معجزه
درخواست معجزه از خدا برای تصدیق رسالتشان و قبول آن از سوی خداوند، دلالت میکند بر اینکه آن حادثه به هدف تصدیق ایشان واقعشده است.[١]
نقد و بررسی
الف. در توضیح سخن رشید رضا مبنی بر دلالت وضعی معجزه باید گفت برخی از متکلمان متقدم وقوع معجزه را بهمنزله تصدیق صریح قولی و حاکی از آن میدانند که خداوند آن فعل را به نشانه تصدیق او انجام داده است. دلالت این فعل بر تصدیق معجزهگر مانند دلالت این جمله است که تو را تصدیق میکنم. یعنی همانگونه که بین اهل زبان مواضعهای و جود دارد که هرگاه از کسی جمله یادشده صادر شد از آن تصدیق را بفهمد همچنین بین عقلا این مواضعه و جود دارد که از صدور چنان فعلی از خداوند تصدیق را بفهمند.[٢]
[١] - محمد رشید رضا، المنار، ج ۱، ص۲۱۷ به نظر رشید رضا، معجزات انبیا (ع) سه فایده دارد: اول: خداوند معجزات را دلیل حسی بر اختیار خود در تمام افعالش و خضوع سنتهای نظام خلقت درمقابل خود قرار داد.
دوم: خداوند معجزات را دلیل صدق رسولان خود در رساندن وحی و انذاری برای کفار مخالف آنها قرار داد. اگر معجزات از چیزهایی بود که بشر میتوانست آن را یاد بگیرد و یا آن را با استعداد روحی خود انجام دهد، دراین صورت معجزات نشانهای بر صدق رسولان نمیشد.
سوم: هدایت عقل بشر به و سعت دائره ممکنات و محدودیت دایره محال در معقولات و این که محال بودن امری درحالت متعارف، دلالتی بر عدم امکان آن ندارد. پس اگر دلیل قطعی صادقی بر وقوع آن و جود دارد، باید پذیرفته شود. همان، ج ۱۱، ص ۲۴۲.
[٢] - محمد امین احمدی، تناقض نما یا غیب نمون، نگرشی نو به معجزه، ص ۳۹۱. ر.ک. عباس دهقانی نژاد، محمد سعیدی مهر، خرد و معجزه، قاضی عبد الجبار معتزلی و نظریه مواضعه اعجاز، قم: مؤسسه فرهنگی طه، ۱۳۹۸، ص ۱۰۶-۱۱۰. علم الهدی نیز می نویسد:« و الذي يبين ذلك أنه لا فرق فيمن ادعى أنه رسول غيره منا، بين أن نعلم أنه صدّقه بأن يقول له صدقت مصرّحا، و بين أن يقول المدعي إن دلالة صدقي عليه أنه يفعل كذا و كذا، و يشير الى فعل ما جرت عادة المدعي عليه بأن يفعله، فيقع منه على حسب ما التمسه المدعي.... و اعلم أنّه ليس بواجب في مدّعي النبوة أن يعين ما يلتمسه من دلالة صدقه، بل يجوز أن يلتمس دلالة على صدقه على الجملة، فاذا فعل عقيب ذلك ما يكون خارقا للعادة دلّ على صدقه كدلالة المعين.... و ليس يجب في مدّعي النبوة أن يكون طالبا بالقول الصريح دلالة التصديق له، بل نفس ادّعائه للرسالة و دعائه الخلق الى تصديقه في ضمنه، و مفهوم منه على مجرى العادة طلب ما يكون دلالة صدقه، فان عيّن ما يطلبه فذلك له، و ان ادعى و لم يطلب صريحا شيئا فهو بالادّعاء طالب في المعنى لنا بين يديه و يدل على صدقه.علی بن حسین علم الهدی، الذخیرة فی علم الکلام، قم: مؤسسه النشر الاسلامی، ۱۴۱۱، ص ۳۳۰-۳۳۲.