معجزات انبیا در تفسیر المنار - مدرسی راد، زهرا؛ غضنفری، علی؛ میراحمدی، عبدالله - الصفحة ٤٥ - ٤- معقول بودن معجزه
معارف الهی در بین امتها با پیشرفت نوع انسان تکاملیافته (مانند ترقی طفولیت تا جوانی و از جوانی تا پیری) و انسان باعقل خود قدرت درک معارف قرآن را پیداکرده است.[١]
به نظر رشید رضا، اگر قرآن معجزات مؤید حضرت موسی و حضرت عیسی (ع) را نقل نمیکرد، اروپاییهای بیشتری به قرآن روی میآوردند و هدایت آنها بهوسیله قرآن عمومیتر و سریعتر بود؛ زیرا اساس قرآن بر عقل و علم و موافقت با فطرت بشر و تزکیه نفس افراد و پیشرفت مصالح اجتماعی استوار است. قرآن معجزهای است که عقل و حس و وجدان آن را درک میکنند و تنها معجزهای است که با آن بر رسالت الهی پیامبر ٦ احتجاج میشود؛ اما دیگر امور خارقالعاده در زمان پیامبر خاتم ٦ در معرض شبهات (درباره درستی دلالتشان) و تأویلات قرار میگیرند. در هرزمانی ممکن است مشابه این امور اتفاق بیفتد.[٢]
نقد و بررسی
الف) از سخن عبده و رشید رضا- معجزات در جهت ساکت کردن اقوامی بوده که توهم بر آنها غلبه کرده و عقلشان به نور علم روشن نشده میتوان استنباط کرد که او دلالت معجزه را عقلی و برهانی ندانسته است چراکه معجزه اذهان ساده و متناسب با دوره کودکی بشر را اقناع کرده است.
[١] - همو، الوحی المحمدی، ص ۱۶۷.
[٢] - محمد رشید رضا، المنار ، ج ١١، ص ١٥٥. وی ادامه میدهد که آن چه که از صوفیه هندی و مسلمانان نقل شده، بیشتر ازمنقولات عهدین بوده و از مواردی است که موجب نفرت دانشمندان معاصر از دین میشود