معجزات انبیا در تفسیر المنار - مدرسی راد، زهرا؛ غضنفری، علی؛ میراحمدی، عبدالله - الصفحة ٢٣٥ - ب- زنده شدن پس از مرگ دسته جمعی
چهارم) فعل امر «موتوا» امر تکوینی، طبق سنت الهی، است. قرآن تصریح نکرده که ایشان مردند؛ زیرا امر تکوینی عبارت است از اراده و مشیت الهی که تخلف از آن امکانپذیر نیست و چون نیازی بهتصریح نبود، فرمود: «ثُمَّ أَحْياهُمْ». سخن بر سر قوم است و نه افرادی که دارای خصوصیتی هستند. معنای مرگ قوم این است که دشمن بلایی بر سرشان آورد که نیرو و استقلال امتشان از دست رفت بهطوریکه امت و جامعه به شمار نیامدند و افرادی مغلوب و متفرق شدند. بنابراین، حیاتشان به معنای برگشتن استقلالشان است.[١]
پنجم) درآیات ۲۴ انفال و ۱۲۲ انعام، اطلاق حیات بر حالت معنوی در اشخاص و امتها و اطلاق مرگ در معنای مقابل آن، روشی شناختهشده است. در آیه موردبحث، خبر دادن به «احيا» با «ثم» بر تأخیر آن دلالت میکند. با این بیان که امت پس از زمان طولانی پس از وقوع بلا و از دست دادن استقلال، به علت آن آگاهی پیدا کرد و به تدارک آنچه ازدستداده بود، پرداخت.[٢]
ششم) با استناد به سنت الهی و آیات ۵۶ دخان و ۱۱ غافر[٣]، فهمیده میشود که مرگ طبیعی تکرار نمیشود. احیای قوم را به تناسل و کثرت نسل و آیه، با اذعان به وحدت موضوعی سورههای قرآن، مقدمهای برای آیات بعدیِ مرتبط به آن «وَ قاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ و اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ» تفسیر میشود.
[١] - محمد رشید رضا، المنار، ج ۲، ص ۴۵۸.
[٢] - همان، ج ۲، ص ۴۵۹.
[٣] - ۵۶ دخان «لا يَذُوقُونَ فِيهَا الْمَوْتَ إِلَّا الْمَوْتَةَ الْأُولى»؛ ۱۱ غافر «قالُوا رَبَّنا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ و أَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنا بِذُنُوبِنا فَهَلْ إِلى خُرُوجٍ مِنْ سَبِيلٍ».