معجزات انبیا در تفسیر المنار - مدرسی راد، زهرا؛ غضنفری، علی؛ میراحمدی، عبدالله - الصفحة ١٠٤ - اول) جايگاه روايات
عبده برای فهم آیات قرآن به قرآن بسنده کرده و از تفسیر مبهمات قرآن که تنها درگرو نقل (روایات) است، پرهیز میکند. این موضوع از مباحث علوم قرآن به شمار میآید و از آن به «ترک اطناب فی مبهمات القرآن» تعبیر میشود و در میان اهل سنت، سیوطی، سهیلی، ابن عساکر، قاضی بدرالدین بن جماعه به این مبحث پرداختهاند.[١]
بهعنوان نمونه عبده در تفسیر سوره عبس، بعد از برشماری نعمتهای الهی درآیات ۲۵ تا ۳۱، مینویسد که هدف این آیات آن است که بدانیم خداوند بر ما منت نهاده و نعمتهایی را به ما ارزانی داشته است. اگر در میان این آیات کلمهای بود که معنای آن را درنیافتیم، لازم نیست در فهم معنای آن تلاش کنیم، بلکه لازم است با شمردن نعمتها، عبرت بگیریم و همت خود را در شکر و عمل مصروف بداریم.[٢]
در اندیشه عبده، خداوند در مواردی باوجود توانایی بر روشن ساختن مسئله، آن را روشن نساخته است و ما نباید با روایات ظنی به تبیین مبهمات و جزئیات قرآن بپردازیم؛ بلکه باید متن قرآن را به همین شکل موجود اخذ کنیم و مطلبی از اسرائیلیات که مفسران نقل کردهاند،
[١] -خمیس الغریب، موازنة بین منهجی مدرسة المنار و مدرسة الامناء فی تفسیر و علوم القرآن، ص ۲۲۸ به نقل ازسیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، ج ۲، ص ۷۹. مهمترین اسباب ابهام درقرآن عبارتند از: استغناء به بیان آن درموضع دیگری، هدف مستور ماندن آن است، درتعیین آن فایده زیادی نیست، آگاهی مخاطبان بر عمومیت آن، تعیین آن باوصف کامل و نه بااسم، تحقیر آن باوصف ناقص.
[٢] - محمد عماره، الاعمال الکامله للامام محمد عبده، ج ۵، ص ۳۲۰. عبده معتقد است که پس ازروزگار اصحاب، کسانی پیچیدن به ظاهر کلمات را و جهه همت خود قرار دادند و به تأویل و تحمیل این کلمات به معانی مختلفی که اساساً قابل حمل بر آنها نبود، پرداختند.