آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٨٤ - تفسير
گرسنهاش ميدارى و آبش ميكنى.
و طبرانى از جابر روايت كرده كه بهمراه رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله بنبرد ذات الرقاع رفتيم و چون به حرّه واقم رسيديم[١] نره شترى پيش آمد و ميدويد تا نزديك رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله رسيد و كف بر سرش ميپاشيد و او فرمود: اين شتر از صاحبش بمن شكايت كند و پندارد چند سال است با او كشت كرده تا او را كچل كرده (درمانده كرده خ ب) و لاغر كرده و پير شده و ميخواهد او را بكشد اى جابر برو صاحبش را بياور.
گفت: او را نشناسم، فرمود: تو را رهنمائى كند، گفت جلوم بيرون شد گردنكشان تا مرا بمجلس بنى حطمه (خطمه خ ب) برد و واداشت، گفتم: صاحب اين شتر كجاست؟ گفتند: اين از فلان بن فلان است» نزدش آمدم و گفتم:
رسول خدا را اجابت كن، همراه من آمد تا نزد رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله و باو فرمود:
اين شترت پندارد كه تو زمانى با او كشت كردى تا كچلش كردى و لاغرش كردى و پير شده و ميخواهى او را بكشى، گفت سوگند بدان كه تو را براستى فرستاده چنين است كه گفته فرمود: پاداش مال خوب چنين نيست، سپس فرمود:
آن را بمن بفروش گفت بچشم، و او را فروخت و پيغمبرش در چراگاه رها كرد تا فربه شد، و چون شتر آبكش يكى از مهاجر و يا انصار بيمار ميشد باو ميدادش و سالها چنين زنده بود (حياة الحيوان: ١ ص ١٤٥) و گفته: گاو جانوريست نيرومند و پر سود، و خدايش رام آفريده بىابزارى كه درندهها دارند چون زير سرپرستى آدمى است و وى او را نگهدارى كند و اگر ابزار درندگى داشت نگهداريش براى آدمى دشوار بود، و گاو بىشاخ ميداند ابزارش سر او است و آن را بجاى شاخ بكار ميزند چون گوسالهها كه هنوز شاخ بر نياورده دانند كه با سر شاخ زنند و چند دسته است چون گاو ميش كه پرشيرتر و تنومندتر همه است و چون عراب كه كم مو و دو رنگند و دسته ديگر را دربانه گويند
[١] سنگستان مشرق مدينه.