آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٧ - اخبار باب
متى در شكم ماهى زندانى شد براى اينكه ولايت جدّم على بر او عرضه شد و در آن توقف كرد؟ فرمود: آرى مادرت بعزايت نشيند گفت: نشانى آن را بمن بنما اگر از راستگويانى، فرمود: دو چشمش را با دستمالى بستند و هم دو چشم مرا، سپس از ساعتى فرمود چشم ما را گشودند و ناگاه ما در كناره درياى متلاطمى بوديم و ابن عمر گفت:
اى آقايم خونم بگردن تو است اللَّه اللَّه در جان من، فرمود: آرى بتو نمايم آن را اگر از راستگويانم.
سپس فرمود: أيا ماهى و او سر از آب برآورد بمانند كوهى بزرگ و ميگفت لبيك، لبيك يا ولى اللَّه فرمود: تو كيستى؟ گفت: ماهى يونس اى آقايم، فرمود بما گزارش بده گفت اى آقايم راستى خدا تعالى مبعوث نكرده پيغمبرى را از آدم تا برسد بجدّ شما محمّد صلى اللَّه عليه و اله جز اينكه ولايت شما خانواده را بر آنها عرضه كرده، برخى پيغمبران پذيرفتند و رها شدند، برخى از آن خوددارى كردند و گرفتار شدند آدم گرفتار گناه شد، نوح گرفتار غرق گشت، ابراهيم دچار آتش شد، يوسف دچار چاه، و ايوب بلا ديد، و داود خطا كشيد تا خدا يونس را فرستاد و بدو وحى كرد كه اى يونس دوستدار امير المؤمنين على ٧ و امامان رهبر از پشت او باش.
گفت- چگونه دوستدار باشم كسى را كه نديدم و نشناختم، و خشمناك رفت و خدا بمن وحى كرد كه يونس را بكام گيرم و استخوانى از او نشكنم، و در شكم من ٤٠ روز ماند و با من در درياها و درون سه تاريكى ميگرديد و فرياد ميزد «لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ» من پذيرفتم ولايت امير المؤمنين على بن ابى طالب و امامان رهبر از فرزندانش را، و چون بولايت شما گرويد پروردگارم مرا فرمود تا او را بكناره دريا افكندم، و زين العابدينش فرمود: اى ماهى برگرد بآشيانهات و آب آرام شد.
گويم: شرح اين خبر و تاويلش در معجزههاى امام چهارم ٧ و در باب احوال يونس گذشت.
٣٢- در توحيد مفضل: امام صادق ٧ فرمود: اى مفضّل بينديش در اين