آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٧٦ - تفسير
آيات اعراف مشهور است كه در باره بلعم بن باعور است كه داستانش در مجلد پنجم گذشت.
دميرى گفته بنقل از قتاده كه اين مثلى است براى هر كه راه راست بدو پيشنهاد شود و نپذيرد.
(و اگر خواستيم او را بدان برآورديم) كه بدان كار كند و پايهاش در دنيا و آخرت بالا رود (ولى او بزمين چسبيد) و بدنيا و هوسها و كاميابىهايش اعتماد كرد و در دنيا سزا ديد كه چون سگ لهله زد و صورت ميش را بدو مانند كرده قتيبى گفته: هر چه لهله زند يا از تشنگى است يا از خستگى جز سگ كه در حال آسايش هم لهله زند و چون در خستگى و تشنگى و خدايش نمونه كسى آورده كه آيات خدا را دروغ شمارد و فرموده: اگرش پند دهى گمراه است و اگرش وانهى گمراه مانند سگ كه اگرش برانى لهله زند و اگرش وانهى لهله زند- پايان- واحدى و جز او گفتند: اين آيه سختتر آيه است بر اهل دانش چه كه خدا از او گزارش داده اسم اعظم و دعاى مستجابش داد و علم و حكمت و براى دنياپرستى و پيروى از هوس سزاوار دگرگونى نعمت شد و از آنها بدر آمد، كيست از اين دو آفت بدور ماند جز آنكه خدا تعالى او را نگهدارد.
بيشتر مفسران گفتند سگ اصحاب كهف از جنس سگان بوده و از ابن جريح روايت است كه شيرى بوده و شير را هم سگ نامند، و مردمى هم گفتند آشپز آنها بوده كه طبرى روايت كرده و ضعيف دانسته آن را بخاطر بازوگشائى كه در عرف از اوصاف سگ است و روايت است كه جعفر صادق ٧ كالبهم، خوانده يعنى سگبان آنها و بسا كه همان مرد باشد و خالد بن معدان گفته: در بهشت از جانوران نباشند جز سگ اصحاب كهف و خر عزيز و ناقه صالح، و گفتند: هر كه نيكان را دوست دارد از بركتشان دريابد.
سگى اهل فضل را دوست داشت و همراهشان شد و خدا او را با آنها در قرآن ياد كرده، و صيد آستانه غار بوده و برخى آن را خاك تفسير كرده و گفتند: در باشد