آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٨ - تفسير
ترنجبين در مزه و شكل با عسل نزديك است، و شك ندارد كه آن نمى است كه در هوا پديد شود و بر برگ درخت و گل نشيند و عسل هم چنين باشد و بعلاوه ما مىبينيم كه زنبور عسل خورد، و از اين رو چون عسل را از خانه او درآوريم اندازهاى را در آن وانهيم تا خوراك او باشد، و دانيم كه خوراك او همان عسل است كه از اجزاء نمناك عسلى آن را برگيرد.
چون اين را دانستى گوئيم «بخور از هر ميوه» همان عسل است كه از ميوهها خورد «و به پيما راه پروردگارت را» يعنى راه عسل ساختن كه بتو فهمانده يا راه جستن ميوهها را كه برايت هموار كرده و بايد رام و فرمانگزار باشى «برآيد از شكمشان» در اينجا از خطاب به غيبت برگشته.
و سببش اينست كه مقصود از ذكر اين احوال اينست كه آدمى مكلف است از آنها بنيروى خدا و حكمت و حسن تدبير او براى جهان بالا و فرودين پى برد و گويا خدا پس از خطاب به زنبور عسل بدان چه گذشت آدمى را مخاطب ساخته و گفته:
همانا بدين زنبور عسل اين عجائب را الهام كرديم تا از شكم آنها نوشى چند رنگ برآيد، سپس گفتيم برخى مردم گويند از ذرههاى نم است كه در هوا پديد شوند و بكناره درختان و بر برگ و گل نشينند و زنبور آن را بدهان گيرد و بنا بر اين مقصود از اينكه از شكم آنها برآيد اينست كه از دهن آنهاى برآيد، و هر سوراخى در درون تن شكم ناميده شود، نبينى كه گويند «بطون دماغ» و مقصود سوراخهاى مغزند و همچنين در اينجا «از شكمشان برآيد» يعنى از دهانشان.
ولى بگفته اهل ظاهر كه زنبور عسل برگ و گل خورد سپس عسل قى كند، سخن روشن است، و آنگه عسل را نوشابه وصف كرده كه يكباره تنها نوشند و يك بار از آن شربتها سازند و آن را چند رنگ وصف كرده و منظور ابطال قول بطبع است در تأثير ماده اين جسم كه يك طبع دارد و چند رنگ پديد آرد و اين دليل است كه اين رنگها از تدبير فاعل مختار است نه طبع واداشته بر كار، و در اينكه فرموده درمان مردم است دو قول است و يكم كه درست است اينست كه وصف عسل است