آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٩ - دنبالهايست در حقوق دابه
كند نافرمانتر ما را بر خدا.
و از ابن عمر است كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله فرمود: دابهها را برم كردن بزنيد و بلغزيدن نزنيد.
و گفته: روا است دو پشته سوار شدن بر دابه چون توانا باشد و روا نيست چون توانا نباشد.
و در دو صحيح است از اسامة بن زيد كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله در برگشت از عرفات بمشعر او را دنبال خود سواركرد، و از مشعر تا منى فضل بن عباس را سوار كرد و اينكه آن حضرت معاذ را بر جهاز شتر و بر خرى بنام عفير دنبال خود سوار كرد و آنگاه گفته صاحب دابه سزاوارتر است كه جلو سوار باشد و ديگرى در پس او سوار شود جز اينكه صاحبش او را براى احترام يا جز آن برضاى خود جلو سوار كند، و حافظ ابن منده گفته: پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله ٣٣ تن را پشت خود سوار كرده (حياة الحيوان- ١: ٢٣٠) و طبرانى از جابر روايت كرده كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله نهى كرد از اينكه سه تن بر يك دابه سوار شوند.
و گفته: بد است بيكار پيوسته بر دابه سوار بود و براى كارى كه دارد از آن فرو نيايد چون در سنن ابى داود و بيهقى از ابى هريره آمده كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله فرمود مبادا پشت دابههاى خود را منبر سازيد زيرا خدا آنها را بفرمان شما آورده تا شما را بشهرى رسانند كه جز برنج خود بدان نتوانيد رسيد، و براى شما روى زمين را قرارگاه ساخته پس نياز خود را با آنها برآريد.
و رواست وقوف بر پشت آنها براى نياز تا برآورده شود، چون مسلم و ابو داود و نسائى از ام الحصين اخمصيه روايت كردند كه من بهمراه رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله بحجة الوداع رفتم و اسامه و بلال را ديدم كه مهار ناقه پيغمبر را بدست داشت، و ديگرى جامه برآورده بود و او را از سوز خورشيد پرده ساخته بود تا رمى جمره عقبه نمود و شيخ عز الدين بن عبد السلام در فتاواى موصليه گفته: نهى از سوارى دواب كه ايستاده و راه نميروند، در آنجا است كه غرض صحيحى نباشد ولى سوارى طولانى براى