آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٠١ - اخبار باب
كرده تا او را سالخورده كرده و زخمين كرده و لاغر كرده و خواسته او را بكشد و گوشتش را بفروشد.
وانگه رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله فرمود: اى جابر آن را نزد صاحبش بر و او را نزد من آور، گفتم: صاحبش را نشناسم، فرمود: آن تو را رهنمايد بر او، گويد با او رفتم تا رسيدم به بنى واقف و در كوچهاى درآمد و در آن مجلسى بود، گفتند اى جابر چگونه رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله را ترك كردى، و مسلمانان را ترك گفتى؟ گفتم: همه خوبند، ولى كدام صاحب اين شتريد؟ يكى گفت: من، گفتم: اجابت كن رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله و سلم را گفت مرا چه شده؟ گفتم: شترت از تو شكايت كرده، و من و شتر و صاحبش نزد رسول خدا آمديم.
فرمود: شترت بمن گزارش داده كه با او كار كردى تا پيرش كردى و زخمى كردى و لاغرش كردى و اكنون ميخواهى او را بكشى و گوشتش را بفروشى گفت اين بوده است يا رسول اللَّه، فرمود: آن را بمن بفروش، گفت: از آن تو باشد يا رسول اللَّه، فرمود: بلكه بمنش بفروش و رسول خدا آن را از وى خريد و رها كرد و در اطراف مدينه ميچريد، و چون مردى از ما خواستى شب يا بامداد برود جايى رسول خدا آن را بما ميداد، جابر گفت پس از آن ديدمش كه زخمش رفته و خوب شده.
٣٥- در اختصاص: بسندش تا امام پنجم ٧ كه چون امام چهارم درگذشت شترى داشت كه از چراگاه برگشت و پوز بر گورش ميزد و بخاك آن ميغلطيد، شترى بود كه پدرم با آن بحج و عمره ميرفت و هرگز تازيانه باو نزده بود.
٣٦- در يك اصلى از اصحاب ما است: بسندى از پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله كه گوسفند بچه بده بركت است.
٣٧- در كافى ٢٨٣- روضه-: بسندى تا امام ششم ٧ كه نوح آن ٨ زوج را كه خدا فرموده «ثَمانِيَةَ أَزْواجٍ- تا آخر آيه- ١٤٣- الانعام- از ميش دوتا بود يك جفت اهلى كه مردم آن را پرورش ميدادند و يك جفت ديگر كوهستانى و وحشى كه شكارشان روا بود و از بز هم دو تا يك اهلى و يك آهو از بيابان، و از شتر دو تا بختى