آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٩ - در اصناف گنجشك
و برخى از بهائمند كه نه نوك تيز دارند و نه چنگال برنده و دانه خورد و چون بر سر چوب نشيند سه انگشت را پيش دهد و يكى را بدنبال نهد و پرندههاى درنده و گوشتخوار دو انگشت پيش دارند و دو را پس نهند، گنجشك دانه و سبزى خورد و نشانه نرش ريش سياه است چنانچه در مرد است و نرّه بز و خروس و در روى زمين پرنده و درنده و بهيمهاى مهربانتر بفرزندش از گنجشك نباشد و اين در هنگام گرفتن جوجهاش روشن است.
آشيانهاش در خانهها و زير سقف است از ترس پرندههاى گوشتخوار و چون شهرى از مردمش تهى شود گنجشكها از آن بروند و چون بدان برگردند گنجشكها هم برگردند، گنجشك راه رفتن نشناسد و همان ميجهد و پر جماع است و بسا در يك ساعت صد بار بكند و از اين رو عمرش كوتاه است و در غالب بيش از يك سال نباشد، و جوجهاش را بپرواز پرورش دهد تا آنجا كه او را بخواند و پاسخ دهد، جاحظ گفته بسا از يك فرسنگ بدو برگردد.
و يك نوعش گنجشك خار است كه لانه از خار سازد و در نمكزار جا دارد و ارسطو پنداشته ميان او و خر دشمنى است، زيرا چون خر كچل شود آن را بخار آشيانه او بمالد و او را بكشد، و بسا خر بنگ كند جوجه يا تخمش از آشيانه افتد و از اين رو چون اين گنجشك خر بيند بالاى سرو برد و چشمش بچرخد و با پريدن و شيون خود او را آزار دهد.
و از انواعش قبّره است و حسّون كه برنگ، سرخ، زرد، سفيد، سياه، آبى و سبز باشد و آموزش پذير است و باو ياد دهند كه چيزى را از دست آدم دورى بگيرد و نزد صاحب خود آورد.
و از انواع آنست: بلبل، صعوه، حمّره، عندليب، مكاكى، صافر، تنوّط، وضع، برقش، و قبعه.
بيهقى و ابن عساكر بسند خود از ابى مالك آوردند كه سليمان بن داود ٧ به گنجشكى گذر كرد كه گرد ماده خود ميچرخيد، بيارانش گفت: ميدانيد چه