آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٨ - در باره مورچه
گفت ندانم و آدم گفت: بار خدايا لعن كن زمينى كه خونش را نوشيد و از آنگاه ديگر زمين خون ننوشد.
مقاتل گفته: از آن پيش درنده و پرنده با آدم همدم بودند و چون قابيل هابيل را كشت پرنده و وحشى از او گريزان شدند و درختها خار برآوردند، ميوهها ترش شدند و آبها شور و زمين تيره شد.
كلاغ سياه سفيد فاسق حرام است و كلاغ سياه بزرگ كوهى هم بنا بر اصح حرام است و كلاغ زرع بنا بر اصح حلال و در صحيح بخارى بسندش از پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله است كه پنج جانورند بر كشنده آنها گناهى نيست، كلاغ، لاشخور، موش، مار و سگگيرنده.
و در سنن ابن ماجه است كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله فرمود: مار فاسق است، موش فاسق است و كلاغ فاسق (حياة الحيوان: ٢، ١٢٣) و گفته: موش چند دسته است، موش صحرائى و موش معروف، سوسمار زباب و خلد، زباب موش كر است و خلد موش كور، سوسمار، و موش بيش، و موش شتر، و فاره مشك و ذات النطاق، موش خانگى همان فويسقه است كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله فرمان كشتن او را داده در حلّ و حرم و آنها را فواسق گويند چون پليدند و گفتند چون در حل و حرم احترامى ندارند، و گفتند چون خواستند ريسمانهاى كشتى نوح را ببرند.
و طحاوى بسندش از يزيد بن ابى نعيم كه از ابى سعيد خدرى پرسيد چرا بموش فويسقه گفتند: گفت يك شب پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله و سلم بيدار شد و موش فتيله چراغ را گرفته بود تا اتاق را بر سر پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله و سلم آتش زند و پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله و سلم برخاست او را كشت و خونش را براى محلّ و محرم حلال كرد.
و حاكم بسندى از ابن عباس آورده كه موشى آمد و فتيله را گرفت و كشيد و كنيزكى آمد و او را براند و پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله و سلم فرمود: او را وانه و آن فتيله را آورد