آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٨٥ - در باره مورچه
و او در نماز بود و كنارش ايستاد و با نمازش نماز ميخواند، كژدمى آمد تا برسول خدا صلى اللَّه عليه و اله و سلم رسيد و او را رها كرد و بسوى على ٧ رفت و آن را با نعل خود زد تا كشت و رسول خدا بكشتن آن عيبى نديد.
و ابن ماجه از ابى رافع روايت كرده كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله و سلم كژدمى را كشت با اينكه نماز ميخواند، و از عايشه آورده كه كژدمى پيغمبر را در نمازش گزيد فرمود: خدا كژدم را لعنت كند كه نه نمازگزار را وانهد و نه جز او را، او را در حلّ و حرم بكشيد.
و ابو نعيم و ديگران از على ٧ روايت كردند كه كژدمى در نماز پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله را گزيد و چون فارغ شد فرمود خدا لعنت كند كژدم را واننهد نماز خوان و نماز نمازنخوان را و نه پيغمبر و نه جز او را جز آنكه او را ميگزد، و نعلش را گرفت و او را كشت و آب و نمك خواست و بدان ميكشيد و قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ و معوّذتين ميخواند (حياة الحيوان ٢: ٩٣- ٩٥) و گفته: كلاغ معروف است و براى سياهيش او را غراب نامند و چند نوع است: غداف، زاغ، اكحل، كلاغ زراعت و اورق و اين دسته هر چه شنود بازگو كند، و غراب اعصم كميابست و عرب گفتند نايابتر است از كلاغ اعصم، و رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله و سلم فرموده نمونه زن خوب در زنان چون يك كلاغ اعصم است ميان صد كلاغ و در روايت است كه گفتند: يا رسول اللَّه غراب اعصم چيست؟ فرمود: كلاغى كه يك پايش سفيد است.
در احياء گفته: كلاغ اعصم شكم سفيد است و گفتند: دو بال سفيد، و گفتند:
دو پا سفيد.
و كلاغ شب، جاحظ گفته: كلاغى است كه خوى كلاغ را رها كرده و خوى جغد را گرفته و از پرندههاى شب است.
ارسطو گفته: كلاغ چهار رسته است: سياه تيره، ابلق، و كلاغچه كه كنار پرهاش سفيد است و تنش نازك و دانه ميخورد و سياه طاوسى كه پرهايش برقى