آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦٨ - باب چهارم در طاوس
باب چهارم در طاوس
١- در نهج البلاغه از خطبهى ص ٥٢ ط فيض كه در آن شگفتى آفرينش طاوس را ياد كرده.
برآورد آنها را آفريدهاى شگفت از جاندار و بيجان و آرام و جنبان، و گواههاى روشن به هنرمندى زيركانه و نيروى شگرف خود بر پا داشت تا خردها گردن نهادند بدانها و اعتراف بپذيرش نمودند، و بنگ يگانگى او را بگوشهاى ما فرو خواندند و هم پرندههاى گوناگون آفريد و در شكافهاى زمين و شكست درهها و سر كوهها جا داد با بالهاى مختلف و شكلهاى جدا جدا كه در زير فرمان بچرخند و با بال خود در درون فضاى پهناور و هواى گشاده بپرند.
آنها را از نبود، در صورتهاى شگفت آور روشنى پديد كرد، و در درج بندههاى پوشيده از گوشت تركيب نمود، و برخى را با پيكر بزرگ باز داشت كه در هوا شتابان بپرند و آنها را بپر زدن كمى واداشت، و بهنر لطيف خود آنها را رنگارنگ مرتب كرد، برخى يك رنگ و برخى طوقدار بر خلاف رنگ خود.
و شگفتتر از همه طاوس است كه آن را حكيمانهتر آفريد و رنگارنگ با بالها كه نى آنها را در هم پكاند و با دمى كه كشش آن را دراز كرد و چون بماده خود گرايد آن را درنوردد و برگشايد و بر افرازد چون بادبان كشتى كه دريابانش برافراشته، برنگهايش بر خود بالد و فيس كند، و چون خروسها بماده خود پرد و او را با همه آلات خود بكار گيرد بمانند همه نرهاى پر هيجان.
تو را حواله كند بديدى چشمگير نه بسندى سست و بيمايه و اگر چنان باشد كه كسى پندارد ماده را با اشكش آبستن ميكند كه در گوشه چشم دارد و از آن بماده ميخوراند تا بىجفتگيرى تخم نهد بىآبستن شدن از نرش و با همان