آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٨ - در باره مورچه
او را كشند براى جهاد يا جز آن ٣٠- در نوادر راوندى- ٤٣-: بسندش از امامان ٧ كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله بر مردمى گذر كرد كه مرغ زندهاى را بسته بودند و او را به تير ميزدند، فرمود:
اينها كيانند خدا لعنتشان كند.
و بهمين سند: ٢٨ نوادر- كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله فرمود: آن صاحب گربه را در دوزخ ديدم كه گربه او را گاز ميگرفت درآمدن و رفتن، زنى بود كه آن گربه را بست و خوراكى باو نداد و آزادش نكرد تا از جانوران و حشرات زمين بخورد.
بيان: در نهايه است- ١: ٣٢٩- در حديث است كه زنى گربهاى را بست و باو خوراك نداد و او را رها نكرد تا از خزنده و حشرات زمين بخورد، و بحاء بىنقطه روايت شده بمعنى گياه خشك و آن اشتباه است، و حديث بواژه «خشيش» مصغر هم آمده، و از اين ماده است حديث گنجشك كه «از من سود نبرد و مرا نگذاشت تا از خزندههاى زمين برگيرم».
٣١- درّمنثور- ج ١ ص ٦٥- از ابن عباس كه پرسيدند از رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله از كشتن مارها فرمود: او و آدمى دشمن هم آفريده شدند، اگرش بيند بهراسش افكند و اگرش گزد او را بدرد آورد، او را بكش هر جا يافتى ٣٣- در شهاب كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله فرمود: راستى خدا دوست دارد چشم تيز بين را چون شهوت آيد، و خرد كامل را چون شبهه رسد، و بخشش را اگر چه بچند دانه خرما است، و دوست دارد شجاعت را گرچه بكشتن مارى.
در ضوء: اينكه فرمود: «دوست دارد دليرى را» مثل است يعنى خدا او را دوست دارد باندازه تلاشش گرچه كم باشد و بسيار دلير، پسند او است و كم دلاور نزد او بركنار نيست، و چون مارا ياد آورده بايد مقدارى از آنچه در باره او رسيده ياد كنيم: از او صلى اللَّه عليه و اله روايت است كه بكشيد دم كوتاه دو تيره بر پشت را، و فرموده صلى اللَّه عليه و اله هر كه مار را رها كند از ترس اينكه دنبالش كنند از ما نيست.
و فرمود: بكشيد مارها را كه هر كه از پىگيرى آنها ترسد از ما نيست.