آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٧ - دنبالهايست در حقوق دابه
آداب مستحبه است ولى احتياط عمل بهمه آنها است تا ميسر شود.
دميرى در حياة الحيوان گفته: در شرح كافيه است فروش اسب بكفار حربى مانند اسلحه جائز نيست و بد است گردن بند زه كمان چون پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله از آن نهى كرده و ببريدن گردن بندهاى اسبان فرمان داده كه مالك گفته براى چشم زخم بوده.
و ديگرى گفته براى آن بوده كه بآن زنگ مىآويختند، و ديگران گفتند براى آنكه در دويدن تند خفه ميكردند، و بسا كه مقصود خود زه كمان باشد نه بندها و رشتههاى ديگر، چنانچه زه كمان شيوه دوران جاهليت آنان بوده.
و گفتند: مقصود اينست كه با اسبها خونخواهى نكنيد و آنها را براى انتقام ندوانيد.
و در شفاء الصدور از ابى سعيد خدريست كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله فرمود بروى دواب نزنيد زيرا هر چيزى تسبيح گو است بسپاس خدا و از ابن مسعود روايت است كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله فرمود: چون دابه شما در بيابانى گريزان شد بايد فرياد زند «اى بندههاى خدا آن را باز داريد» زيرا خدا عزّ و جلّ را در زمين جلوگيريست كه آن را باز دارد.
و طبرانى در معجم اوسطش از حديث انس آورده كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله فرمود:
چون بنده و دواب و كودكان شما بدخو شدند در گوش آنها بخوانيد أَ فَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ، ٨٣- آل عمران سپس گفته: بر دارنده دواب واجب است بدانها خوراك و آب دهد چون جان احترام دارد.
و در صحيح است كه «زنى عذاب شد براى گربهاى» و اگر نچرد بايد بدو خوراك و آب دهد تا اندازه سيرى نه تمام سيرى، و اگر بچرد بايد او را رها كند تا بچرد و سيراب شود بشرط آنكه درنده نباشد و آب باشد، و اگر هم ميچرد و هم خوراك ميخورد مخيّر است ميان آنها و اگر يكى از آنها پس او نيست هر دو بر او واجبند