آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٥٥ - باب هشتم حق مركب بر صاحبش و آداب سوار شدن و بار كردنش و برخى نوادر
٢٤- در كافى- ٦ ص ٥٣٩-: بسندى تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله كه يكور بر دواب ننشينيد و پشت آنها را مجلس نسازيد.
و در يك نسخه «لا تتوكئوا» است از تكيه زدن و گويا تصحيف باشد.
٢٥- در كافى- ٦: ٥٤٠ فروع-: بسندى تا رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله كه بزنيدشان برم كردن و نزنيد بلغزيدن.
٢٦- در كافى: بسندش تا امام ششم ٧ كه حق اينست كه سواره به پياده گويد راه بده.
و در نسخه ديگر است كه ستم است سواره به پياده گويد: راه بده.
بيان: در يك نسخه ديگر گويا سخن راويان كافى است، و بسا از خود كلينى باشد و اختلاف نسخهها در اصل باشد و بهر طريق نسخه ديگر محمول بدان جا است كه سواره راه ديگر دارد و ميتواند عنان بدان گرداند، و نسخه يكم بدين معنا است كه خوبست سوار به پياده دور باش دهد تا خود را از آسيب نگهدارد و مؤيد نسخه دوم است آنچه آيد، و نسخه يكم در برخى نسخههاى كافى نيست گر چه روشنتر است.
٢٧- در خصال- ٣- بسندش از امام ششم ٧ كه ستم است سواره بپياده گويد راه بده.
٢٨- در فقيه- ٢ ص ١٩١- پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله فرموده: بارها را پس نهيد كه دو دست آويزانند و دو پا برجايند.
٢٩- در كافى- ٦ ص ٤٧٩-: بسندى كه ابو الحسن ٧ فرمود: از مردانگى اينست كه دواب كسى فربه باشند.
راوى گفته: شنيدمش ميفرمود: سه چيز از مردانگى است: آسايش دابه، زيبا روئى مملوك، اسب خوب.
٣٠- در مجالس صدوق و در فقيه- ٤: ٥، در حديث مناهى است كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله نهى كرده از زدن بر چهره بهائم، نهى كرده از كشتن زنبور عسل و نهى كرده