آسمان و جهان (ترجمه کتاب السماء و العالم بحار الأنوارجلد 14) - علامه مجلسی - الصفحة ١٠٦ - تفسير
ميدادند تا از شيرش برهگذران و مانند آنها بدهند.
و از محمّد بن اسحاق است كه سائبه ماده شترى بوده كه ده شكم دنبال هم ماده ميزائيده بىكره نر و ديگر سوارش نميشدند و پشمش را نمىچيدند و شيرش را جز بمهمان نميدادند، و هر كره مادهاى كه پس از آن مىآورد گوشش را شكاف ميدادند و با مادرش رها ميكردند و آن بحيره بود.
وصيله گوسفندى بود كه اگر ماده ميزائيد از آنها بود و اگر نر از آن معبودانشان ميكردند و اگر نر و ماده با هم ميزائيد ميگفتند ببرادرش پيوسته و براى بتها آن نر را نميكشتند- از زجاج- و گفتند چون گوسفندى هفت شكم ميزائيد اگر هفتم نر بود سرش را براى بتها ميبريدند و گوشتش از آن مردها بود نه زنان و اگر ماده بود زندهاش ميداشتند و جزء رمه ميشد و اگر شكم هفتم نر و ماده هر دو بود، ميگفتند خواهر ببرادر چسبيده و بر ما حرام شده و هر دو را حرام ميدانستند و بهره و شيرش از آن مردها بود نه زنها- از ابن مسعود و مقاتل.
و از محمّد بن اسحاق است كه چون گوسفندى ده ماده مىآورد در پنج شكم كه در آنها نرى نبود آن را وصيله مينمودند و ميگفتند بهم پيوسته و هر چه پس از آن ميزائيد از مردان بود نه از زنان.
«و نه حام» و آن نرّه شترى بود كه ده شكم از صلب او بچه آمده بود و گفتند پشت خود را غرق كرده نه بارش ميكردند و نه از آب و چراگاه بازش ميداشتند از ابن عباس و ابن مسعود و ديگران و گفتند: چون نرّه شتر نوه خود را آبستن ميكرد حامى شده و بر او سوار نميشدند- از فراء.
بدان كه خدا هيچ كدام اينها را حرام نكرده بود، مفسران از ابن عباس آوردند كه پيغمبر صلى اللَّه عليه و اله فرمود: عمرو بن لحىّ بن قمعة بن خندف پادشاه مكه شد و نخست كسى بود كه دين اسماعيل را دگرگون كرد و بتپرستى پيش گرفت و بحيره و سائبه و وصيله و حام بدعت نهاد، و رسول خدا صلى اللَّه عليه و اله فرمود او را در دوزخ ديدم كه