اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٨٧ - باب سوم در سرشت مؤمن و تولدش از كافر و بر عكس و برخى اخبار ميثاق زياده از آنچه در كتاب توحيد و عدل گذشته
در دنيا بدان دل دادند از آنها جدا شود و پاك شوند.
و شيخ صدوق در كتاب اعتقادات خود بىسند روايت كرده كه بهيچ يكتاپرستى دردى از دوزخ كه در آن در آيد نرسد و همان هنگام بيرون شدن درد كشند بسزاى آنچه كردند و خدا هيچ ستمگر نيست به بندهها. پايان.
و من گويم: پايه اين تأويلها بر اموريست كه مخالفت آنها با اصول متكلمان اماميه كمتر از مخالفت با ظواهر اين اخبار نيست و ما در باره اين گونه روايات در كتاب عدل سخن گفتيم و بررسى نكردن آنها و مانند آنها و وانهادن علم اگر درست باشند بدان كه فرموده احوط و اولى است چنانچه از مولا امير المؤمنين از قدر پرسيدند و فرمود: راهى است تاريك از آن نرويد و دريائيست ژرف در آن نخزيد و راز خداست و رنج آن نبريد.
٢٣- كافى (ج ٢ ص ٧) بسندش از زراره كه مردى از امام باقر ٧ پرسيد از قول خدا عز و جل «و چون گرفت پروردگارت از آدميزادها از پشتشان نژادشان را و گواهشان كرد بر خود كه آيا نيستم پروردگار شماها گفتند: چرا» تا آخر آيه و فرمود و پدرش مىشنيد كه: پدرم بمن باز گفت خدا عز و جل مشتى از خاكى كه از آن آدم را آفريد برگرفت و بر آن آبى شيرين خوشگوار ريخت و آنگه تا ٤٠ صباحش وانهاد، وانگه بر آن آب شور و تلخ ريخت و ٤٠ صباحش وانهاد و چون آن سرشت مايه گرفت و آماده شد بر گرفتش و سخت فشرد و ماليدش و از آن مانند مورچه بر آمدند براست و چپش و همه را فرمان داد در آتش افتيد و راستيها در آمدند و بر آنها سرد و سلامت شد و چپيها سر باز زدند از آن.
بيان: ظاهر حديث آنست كه پرسش از امام باقر ٧ در زمان پدرش بود و در بر او و بر آن خرده گرفته شود كه (زراره راوى حديث) نبايد كه خدمت امام سجاد را يافته باشد و بسا كه آن را از مرد پرسنده روايت كرده و خود زراره هنگام پرسش حاضر نبوده، و مىشود كه زراره زمان امام سجاد را در يافته ولى از آن حضرت روايت