اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٦١ - باب سوم در سرشت مؤمن و تولدش از كافر و بر عكس و برخى اخبار ميثاق زياده از آنچه در كتاب توحيد و عدل گذشته
پس آميخت هر دو سرشت را، در تن آدم و از اين رو در نژادش آمادگى هر دو گروه فراهم شد و مؤمن دچار گناه شد كه با سرشت كافر آميخت و كافر نيكو كار شد، پس دل مؤمن شيفته است بدان چه از آن آفريده است از كارهاى نيك مناسب وى يا به پيغمبران و امامان كه از سرشت آنان آفريده است ... و سخن ما در مانند اين خبر در كتاب عدل گذشته.
يك محدثى در تأويل آن گفته: چون خدا تعالى در ازل ميدانست كدام روح باختيار خود پذيراى ايمانست و كدام پذيراى گناه چه از سرشت عليين باشند و يا سجين پيرو اين دانش ازلى بگروه نخست طينت عليين داده تا مناسب آنان باشد و بتن دسته دوم سرشت سجين بىاينكه در كفر و ايمانشان اثر داشته.
و يك تأويلچى از محققان (ملا صدرا شيرازى) گفته مقصود از عليين بالاترين پايه و نزديكتر آنها است بخدا تعالى كه پايهها دارد چنانچه برخى اخبار بر آن دلالت دارد كه فرموده اعلى عليين در اين خبر هم بدان آگاهى است كه تن و دل را هر دو بدان وابسته با اختلاف پايه آنها و بدين ماند كه مراد از آنها عالم جبروت و ملكوت باشد كه هر دو بالاتر از عالم ملكند و عالم عقل و نفسند و آفرينش دين پيمبران از جبروت معلوم است زيرا كه مقربانند و اما آفرينش تنشان از ملكوت براى اينكه تن حقيقى آنان درون اين تن و پوست است كه براى اين تنهاى خاكى آماده شده كه تن است براى تن اصلى آنها و بدان علاقه ندارند و گويا در زير پوستين اين تن خاكى از هم اكنون آن را تكانيدند و از آن برهنه شدند كه بدان اعتمادى ندارند و شيفته نشانه ديگرند و از اين رو خوش دارند رسيدن بديگر سرا و جدا شدن از اين جهان را و از اينجا است كه در حديث آمده: دنيا زندان مؤمن است و بهشت كافر، و همانا آفرينش تنهاى مؤمنان را به فرودتر از آن وابسته چون مركبند از هر دو براى علاقه آنها بتن عنصرى نيز تا در آنند و سجين فرودتر پايه و دورتر آنست از خدا و بدين ماند كه مراد از آن حقيقت دنيا و درون آنست كه نهانست زير عالم ملك، يعنى اين عالم خاكى كه جانها