اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٩٥ - باب سوم در سرشت مؤمن و تولدش از كافر و بر عكس و برخى اخبار ميثاق زياده از آنچه در كتاب توحيد و عدل گذشته
گرچه پى باسرار آن برده نشود بخلاف ديگران كه مسئول كردار خويشند در برابر خداوند از كردار خود كه خوب و بد و ايمان و كفر دارد و چنان نيست كه اشاعره گويند روا باشد خدا پيغمبران را بدوزخ برد و كافران را به بهشت و بر او اعتراضى نباشد.
و بقولى اشاره است اينكه حتمى نيست و مىشود معلول از علت تامه جدا افتد چنانچه اشاعره گويند.
يك تأويلچى در شرح اين خبر گفته: آسمان را پر كردند چون ملكوت در درون آسمانست و آن را پر كردند كه در آن روز همه از ملكوت بودند و راز اختلاف مردمان در خوبيها و بديها و در سعادت و شقاوت اختلاف آمادگى و چند گونى مواد فرودين آنها است در لطافت و كثافت و اختلاف مزاج آنها در نزديكى و دورى باعتدال حقيقى، و اختلاف جانها كه در برابر آنهايند در روشنى و تيرگى و نيرو و سستى پايهشان در نزديكى و دورى از خدا چنانچه بدان اشاره شده، در حديث (كافى ج ٨ ص ١٧٧) مردم كانهايند چون كانهاى طلا و نقره كه خوبان آنها در زمان جاهليت خوبان آنهايند در مسلمانى و آمار از اختلاف آمادگى و چندگونى حقايق اينست كه صفات خدا و اسماء حسنايش كه اوصاف كمال و نعوت جلال اويند در برابر هم باشند كه بناچار نمايشگر آنها كه اثر اين اسماء باشند از هم جدايند و هر نامى كه اراده خدا و نيرويش با آفرينش آفريدهاى وابندد دلالت دارد بر او از نمايش همان وصف، پس ايجاد آفريدههاى گوناگون را بايست شوند و جدائى گونههاى آنها را تا نمايشگر همه اسماء حسنى شوند و پرتوگاه همه صفات برتر خدا، چنانچه در اين حديث به نمودى از آن اشاره شده، پايان.
گويم: اين سخنان بر پايه خرافات صوفيانست و همانا نمونه آنها را آورديم تا برشهاى آن مردم و نظرياتشان در اين باره آگاه شوى.
٢٦- كافى (ج ٢ ص ١١) بسندش از عبد اللَّه بن سنان كه بامام ششم گفتم: قربانت برخى ياران خودمان را بينم كه گرفتار كج خلقى و تندى و آشفتگى شوند و سخت اندوه خورم و بينم در مخالفان ما كسانى خوش سمت، فرمود: مگو خوش سمت، سمت در راه گويند ولى بگو