اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٨٦ - باب سوم در سرشت مؤمن و تولدش از كافر و بر عكس و برخى اخبار ميثاق زياده از آنچه در كتاب توحيد و عدل گذشته
حقيقت و اصالتى ندارد و همان فريبا است و چون رستاخيز آيد و حقايق فاش شوند كالاشان كساد شود و نابود گردد و از آن درد كشند و آرزو كنند كه بدنيا برگردند كه وطن مهرورز آنها بوده زيرا اهل زندگى در ديگر سرا نبودند زيرا بزندگى دنيا خوش بودند و بدان آرميدند و چون از آن جدا شوند شكنجه كشند از جدائى آن در آتش دوزخ.
كردارشان در پيرامونشان و همه گناهان و شهوات همان كالاى اين دنيا و دوستى آنست و هر كس اهل آنست از دوريش بناچار شكنجه كشد و هر كس اهلش نيست و بدان گرفتار شده و در افتاده با عقيده بزشتى آن و ترس از خدا در انجام آن بناچار از آن پشيمانست چون بر سر خودش آيد و بخدا بازگردد و پشيمانى و اعتراف بدان و زبونى برابر پروردگارش از شرم او مايه روشنى دلش گردد و اين خود بدل شدن گناهانست بحسنات.
پس اشقياء همانا شكنجه شوند بدان چه نكردند چون شيفته آن بودند و دلخواهشان بود و هميشه در نهادشان آهنگ آن را داشتند اگر براشان فراهم ميشد چون اهل آن بودند و هم جنسش و اگر بازگردند برگردند بدان چه از آن نهى شده بودند.
و سعداء در شكنجه جاويد و كيفر سخت نباشند بكارهاى زشتى كه كردند زيرا با بدخواهى خردشان و ترس از پروردگارشان آن را انجام دادند زيرا اهل آن نبودند و هم جنسشان نبودند بلكه ثواب خيراتى را هم كه نكردند برند براى اينكه شيفته آنها بودند و تصميم داشتند اگر فراهم شود آنها را انجام دهند كه همانا هر كارى به نيت وابسته و براى هر كس همانست كه در دل دارد و خواهد و البته همان را در دل دارد و خواهد كه موافق سرشت و منش آفرينش او است چنانچه خدا فرموده: بگو هر كس كار كند بر پيكره مناسب خود (٨٤- اسرى) و در حديث هم آمده كه هر كدام از بهشتيها و دوزخيها در آن جاويد بمانند براى جاويدانى نيت و نهاد خود پس از رفتن از دنيا عذاب كشند تا آنچه از سرشت اشقياء بسرشت آنها آميخته و اندكى بدان انس گرفتند و براى گرفتارى