اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٦٧ - باب سوم در سرشت مؤمن و تولدش از كافر و بر عكس و برخى اخبار ميثاق زياده از آنچه در كتاب توحيد و عدل گذشته
است و زندگيش گاهى كك خدا بفرمان خود ميان آنها را جدا كند و همچنين خدا عز و جل بر آرد مؤمن را در زايشش از تاريكى پس از آنكه اندر نور است و بر آرد كافر را از نور به ظلمت پس از آنكه اندر نور است.
و اينست تفسير قول خدا عز و جل (٧٠- يس) تا بيم دهد آن را كه زنده است و بايست كند فرمان را بر كافران.
تبيين: در ساعت يكم الخ، بقولى چون آفرينش آدم پس از آسمانها و زمين است بطور حتم كه بسيط پيش از مركب است (آفرينش آنها و خوراكيهايشان در شش روز هفته بوده و همه در جمعه دنبال آن فراهم بودند آغاز آفرينش آدم در ساعت يكم شده).
و كلمه او همان جبرئيل است كه فرمانرسان او است يا رهنماى مردم است چو كلام او يا اينكه بكلمه (كن باش) آفريده شده بىمايه و بقولى مقصود از سماوات درجات بهشت است و بارضين دركات سجين تا موافق اخبار ديگر باشد و بسا مايه را از هر دو جا گرفته باشد، و بقولى مراد از تربت هر آنچه است كه در آماده شدن مايه پذيراى آفرينش چيزى اثر دارد و طينت و آثار نيروهاى آسمانى نطفه پرور را در برگيرد و هر چه اثر در سبب قابلى دارد. پايان.
و بقولى اطلاق تربت بر مأخوذ از آسمانها مجاز است چون منقلب بتربت مىشود، و دلالت دارد كه زمين هم چون آسمان هفت طبقه دارد چنانچه خدا تعالى فرموده: و خدائى كه آفريد هفت آسمان و از زمين مانند آن (١٢- الطلاق).
اينكه فرمود شكافت گل را بدو پاره يعنى خدا يا جبرئيل و شكافنده دانه آفريننده يا دوبارهكننده آنست. گويم: اين سخن چند تفسير دارد.
١- شكافتن گل همانست كه در پيش گفته مشتى با دست راست گرفت و ديگرى با چپ و پخش كرد در زمين آنچه در دستش بود از گل زمين و همچنين در دوم كه پاشيدن آن باشد و خدايا جبرئيل گفت بدان چه در كف راستش بود پيش از