اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٤٤ - باب اول باب فضل ايمان و كليات شرايط آن
و امانش پذيرفته مىشود.
٣- علل الشرائع (٢٩١) بسندش تا رسول خدا ٦ كه آيا بشما نگويم چرا مؤمن مؤمن نام دارد؟ براى اينكه مردم را امان ميدهد و آسوده ميدار در جان و مالشان، آيا بشما از مسلمان نگويم؟ آن كس است كه مردم از دست و زبانش بسلامتند الخبر.
بيان: در آن اشاره دارد كه شرط ايمان يا كمالش آنست كه مردم بر جان و مال خود از او نه ترسند و چنين است اسلام.
٤- عياشى بسندش از امام صادق ٧ در تفسير قول خدا (٢٥٦- البقره) العروة الوثقى فرمود: آن ايمان بخداى يكتا است.
٥- الاختصاص (١٤٣) روايت است از امام صادق ٧ كه فرمود: مؤمن هاشمى است چون گمراهى را درهم شكسته و كفر و نفاق را و مؤمن قرشى است زيرا اعتراف كرده به شىء و مائيم شىء و منكر شده لا شىء را كه دلام و پيروان اويند، و مؤمن نبطى است زيرا بررسى كرده هر چيز را و پليد آن را از پاكش شناخته و مؤمن عربى است زيرا از ما سخن گفته و ما را آشكارا كرده و مؤمن اعجمى است زيرا از دلام دم بسته و او را بخير ياد نكرده. و مؤمن فارسى است زيرا در هر نامى جستجو دارد، اگر ايمان آويزان بستاره ثريا باشد برگيرند آن را نژاد پارس كه جستجو كردند و برگزيدند از آن برتر و شريفترش را و پناه خود ساخته و رسول خدا ٦ فرمود بپرهيزيد از فراست و دريافت مؤمن كه او بنور خدا مينگرد.
توضيح: گويا مقصود بيان مضل مؤمن است و اينكه مىشود هر نام نيكى را با يك وجهى بدو بكار برد. مىشود او را هاشمى ناميد كه شكننده گمراهى و مانند آنست و از ميان برنده آنها ... و در قاموس (ج ٤ ص ١٩٠) گويد هاشم پدر عبد المطلب است و نامش عمرو است و او را هاشم گفتند چون نخست كسى بود كه تريد كرد و آن را شكست و قرشى را در اصل اقر للشيء دانستند كه از كثرت استعمال