اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٢ - باب اول باب فضل ايمان و كليات شرايط آن
لام خواندند بمعنى اعلام حال آنان بمردم و من گويم: دلالت دارد كه اعتراف ظاهر در ايمان واقعى بس نيست ...
و در آوريم آنها را در خوبان (٩- العنكبوت) يعنى در گروه آنان باشند در بهشت برخى مردم باشند كه ميگويند گرويديم بخدا با زبان و چون آزارى بيند در راه خدا در دين يا جانش فتنه مردم را كه شكنجه و آزارشان باشد چون عذاب خدا داند و اگر فتح و غنيمتى پديد آيد از خدا گويد ما با شما هستيم ما را شريك كنيد و مقصود دوروها و سست عقيدهها است كه با آزار مشركان از دين برگردند ...
و بگوئيد (٤٦- العنكبوت) باهل كتاب در مناظره دينى و دلالت ندارد كه گفتار شرط ايمانست. و مؤمنان و دانايان اهل كتاب برخى اينان از عرب يا مكيان يا هم عهدان پيغمبر ٦ از اهل كتاب كسانيند كه قرآن را باور دارند و انكار ندارد آيات ما را جز كافران دل سياه.
آنان در بوستانى باشند شادمان (١٥- الروم) رو كن بسوى دين باراستى و اهتمام و بقول على بن ابراهيم با پاكى، و او و كلينى (كافى ج ١ ص ٤١٩) از امام صادق ٧ آورده كه مقصود ولايت است. و در تهذيب امام صادق كه: باو فرمان داده رو بقبلهاى كند كه در آن پرستش بتها نباشد.
فطره خدا آفرينش بر سرشت يكتاپرستى است و بقولى پذيرش حق و توان دريافت آنست يا ملت مسلمانى است زيرا اگر بسرشت آفرينش واگذار شوند آنها را بدان كشاند.
در كافى است (ج ٢ ص ١٣) كه از امام صادق ٧ پرسيدند آن فطرت چيست؟
فرمود: مسلمانى كه خدا آنها را بر آن سرشته هنگامى كه از آنها پيمان يكتاپرستى گرفته و فرموده: آيا نيستم پروردگارتان و در آنها مؤمن و كافر بودند و همه گفتند آرى.
در بسيارى اخبار است كه آنها را به يكتاپرستى آفريده و در برخى خبرها