اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٤
و سعيد بن عبد الرحمن زبيدى گفت: خوش آيد مرا از عالمان قرآن خوان هر كدام خوش برخورد و خندهرو باشند و اما آنكه خوشروئى بدو برخورى و او با چهره عبوس و گره زده تو را برخورد و با كارش بر تو منت نهد خدا در ميان مسلمانان مانند او را بسيار نكند.
و فرمود ٦: از صدقه اينست كه سلام كنى بمردم با خوشروئى.
سود حديث تشويق باخلاق خوش است، و خوشرفتارى، و راوى حديث ابن عمر است.
٦٠- كافى (ج ٢ ص ٢٣٥) بسندش از امام صادق (ع) كه از نشانههاى مؤمن سه چيزند: شناخت خدا، شناخت دوست او، شناخت بدخواه و ناخواه او.
بيان: شناخت خدا بپروردگارى و اوصاف كمالش و باور آنها و كسى كه دوست دارد، خدا او را از پيغمبر ٦ و ائمه : و پيروان آنها كه دوستدار پيرو آنها گردد، يا كسى كه مؤمن او را دوست دارد بدوستى او پابند است.
و كسى كه ناخواه او است و خدا را دشمن دارد و با او پيوستى ندارد، يا آنكه با بد او را بد داشت ... و اين سه اصول ديانتند و ستونهاى آنند.
٦١- كافى: بسندش از امام صادق (ع) كه مؤمن بردبار است و نادانى ندارد، و اگر بر او نادانى شود بردبار است، و ستم نكند و اگر ستم شود بگذرد، و بخل ندارد و دريغ نكند و اگر از او دريغ شود شكيبا باشد.
بيان: در يك نسخه بجاى (لا يبخل) (لا ينجل) آمده با نون و جيم كه بمعنى طعنه زدن و جدائى باشد ...
٦٢- كافى: بسندش تا رسول خدا ٦ كه آيا آگاه نكنم شما را بمؤمن، كسى باشد كه مؤمنان او را بر جان و مال خود امين دانند، آيا آگاه نكنم شما را بمسلمان كسى باشد كه مسلمانان از دست و زبانش آسوده باشند، و مهاجر آنكه از گناهان كوچيده و آنچه خدا حرام كرده وانهاده، و بر مؤمن غدقن است كه بمؤمن ديگر ستم