اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٢
بيان: خشمش او را از حق بدر نبرد كه بر آنكه خشم كرده حكم ناحق كند، يا ستم كند، يا گواهى او را نهان دارد، و پسندش او را بباطل نكشاند كه گواهى دروغ بدهد يا حكم ناحق يا از دوستش حمايت كند در ندادن حقى كه بايدش و مانند آن ...
٥٦- كافى (ص ٢٣ ج ٢) بسندش از سليمان بن خالد كه امام باقر ٧ باو فرمود: اى سليمان ميدانى مسلمان كيست؟ گويد: گفتم: قربانت تو داناترى، فرمود:
مسلمان آنكه مسلمانان از دست و زبانش سالمند و آزار نكشند، وانگه فرمود:
ميدانى مؤمن كيست؟
گويد: گفتم: تو داناترى.
فرمود: مؤمن آنكه مسلمانان او را بر مال و جان خود امين دانند، بر مسلمان غدقن است كه بمسلمان ديگر ستم كند، يا او را وانهد در برابر دشمن يا او را چنان از خود براند كه برنج اندازد.
توضيح: در وصف مسلمان كامل است كه بايد مسلمانش خواند و در باره مؤمنينى چنين، و بقولى منظور بيان مناسبت ميان معناى لغوى و اصطلاحى است، و در آن بس است كه افراد كامل هر كدام موصوف باشند بدان چه ذكر كرده.
او را ننهد با توانائى و اگر نتواند بخوشى او را پاسخ رد بدهد و از او پوزش خواهد و او را برنج نيندازد ...
٥٧- كافى (ج ٢ ص ٢٣٤) بسندش از امام باقر (ع) كه همانا مؤمن آنست كه پسندش او را در گناه و باطل نيندازد، و چون خشم كند از گفتار درست بدر نرود، و آن كه چون توانا شود توانائى او را بتجاوز بدان چه از او نيست نكشاند.
بيان: مقصود از باطل آنست كه سودى ندارد.
به آنچه از او نيست: يعنى بيش از حد خود و حق خود نگيرد.
٥٨- كافى: بسندش كه آن را برآورده تا گفته: شنيدمش مىفرمود: مؤمنان آسان و نرمند چون نره شترى كه از بينى مهار است و رام است اگر او را بكشند منقاد است