اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٠
چه در تنگى باشند، و هر كه از دريغ خويش محفوظ ماند هم آنان باشند رستگاران پيروز شدند بخدا و رستگار شدند.
اگر مؤمنى بينند گراميش دارند، و اگر منافقى او را واگذارند، چون تاريكى شب آنها را فرو گيرد، زمين خدا را بستر سازند و خاكش را بالش، و پيشانى بر زمين سايند و بدرگاه پروردگارشان براى رهائى از دوزخ زارى كنند و بنالند و بامدادان ميان مردم آيند و انگشت نما نباشند.
از راهها دور باش كنند، و آب را بوى خوش و پاك كنند و برگيرند خودشان در رنج و تنشان در سختى و مردم از آنها آسوده.
آنان در بر مردم بدان خلق باشند و در بر خدا بهتران خلق، اگر خبرى دهند مردم باور نكنند، و اگر خواستگارى روند بآنها زن ندهند، اگر حاضر باشند شناخته نيند و اگر غائب از آنها وارسى نشود، دلشان ترسان و هراسانست از خدا، زبانشان در كام است و بسته، و سينهشان گنجينه اسرار خدا است، و اگر اهل آن را يابند اندكى از آن را بپرانند، و اگر نيابند زبانها را قفل كنند و كليدهايش را نهان سازند، براى دهانشان در بند سازند.
سفت و سختند سختتر از كوهها، هيچ ابزارى از آنها نتراشد و كم نكند، گنجبانان دانشند، و كان حكمت، و پيروان پيمبران و صديقان و شهيدان و خوبان، زيركانى كه منافق آنان را گنگ و كور وابله پندارد و در آن مردم نه گنگى باشد و نه كورى و نه ابلهى.
راستى كه آنان زيركانى شيوا، دانشمندانى بردبار، فرزانگانى پرهيزكارند، نيكانند، برگزيدههاى خدايند، ترس خدا زبانشان را بسته، از ترس خدا زبانهاشان درمانده براى نهان داشتن راز او چه شيفتگى است بهمنشينى و گفتگو با آنان، افسوس از اينكه دسترس نيستند.
اى كاش مانع از همنشينى با آنها برداشته ميشد، آنان را بجوئيد اگرشان يافتيد،