اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٧ - باب اول باب فضل ايمان و كليات شرايط آن
فوز بزرگ است كه هر خوشى و خرمى در برابرش ناچيز است.
راستى قدمى صادق دارند نزد پروردگارشان (٢- يونس) براى سابقه و فضلى كه بكوشش با قدم دارا شدند از روى راستى و صميميت.
در مجمع (ج ٥ ص ٨٩) از امام صادق ٧ كه قدم صدق شفاعت محمد ٦ است.
و در كافى و تفسير عياشى (ج ٢ ص ١١٧) كه رسول خدا است و در اين هر دو است كه ولايت على ٧ است چون ولايت شرط شفاعت است و اين دو از هم جدا نشوند.
بايمانشان (٩- يونس) بسبب ايمان و پايدارى در پيمودن راه بهشت و ...
و مژده ده مؤمنان را (٨٧- يونس) بيارى در دنيا و ببهشت در ديگر سرا.
اكنون با اينكه نافرمانى كردى در پيش (٩١- يونس) طبرسى ره (ج ٥ ص ١٣١) مجمع گفته يعنى باو گفته شد اكنون گرويدى كه سودى ندارد و پذيرفته نيست چون ديگر اختيارى نمانده با اينكه در حال اختيار كه ايمان سودمند بود تركش كردى خوب بود پيش از اين گرويده بودى و ايمان بزور سبب استحقاق ثواب نيست و سودى ندارد. پايان رازى براى ناپذيرائى توبه فرعون چند وجه گفته يكى آنكه ايمانش هنگام نزول عذاب بود بزور بود و توبه در اين حال پذيرفته نباشد.
و چنين بايد بر ما (١٠٢- يونس) يعنى بمانند نجات دادن مؤمنان بايد بر ما هنگام نابود كردن مشركان.
در مجمع (ج ٥ ص ١٣٨) و در تفسير عياشى (ج ٢ ص ١٣٨) از امام صادق ٧ چه باز دارد شما را كه گواه باشيد بر هر كه از شما بر عقيده امامت ميرد از بهشتيانست زيرا خداوند تعالى فرمايد: و چنين بايد ما را كه نجات دهيم مؤمنان را.
ولى بپرستم خدا را كه جان شما را بگيرد (١٠٣- يونس) كه بايد از او ترسيد و اميدوار بود و او را پرستيد و نام جان گرفتن را آورد براى بيم دادن من فرمان دارم بوده