اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥٦
بسا روزها كه باز گردند چون برگشتن روزى كه بودند.
يعنى در بلا خود دارند چون خوددارى در خوشى و رفاه- پايان.
و مقصود از بلا بيمارى و سختى و مانند آنها است يا هر دو با تحمل رنج نيز، و بهمان مخصوص نيست، و خوشدلى آنها در رضا بقضاى خدا است چنانچه در مجالس است (كه آن را تفسير كرده برضاى آنها بقضاى خدا).
خرد و كوچك شده جز آن در چشمهاشان: از اين اختلاف در تعبير فهميده شود كه خدا بر دل آنان نشسته و جز او از ديده آنان نگذشته.
آنان بهمراه بهشتند و در آن نعمت خواره مانند كسى كه آن را بچشم ديده بر اثر قوه ايمان و يقين يا شدت خوف و رجاه يا ديدار نشانه قوت يقين است و تنعم و عذاب بدنبال اميد و بيم كه هر دو از نتائج يقين باشند، و پدرم (قده) معنى آخرى را برگزيده.
كيدرى گفته: دانش و عقايد آنها براشان بديهى شده كه فرمود ٧: اگر پرده برگيرند مرا يقين فزوده نشود ...
دلهاشان اندوهبارند براى ترس از عقاب كه بسا تقصير كارند و شرايط پذيرش در كارشان نبوده كه خدا عز و جل فرموده: (٦٠- المؤمنون) و آنان كه بدهند بديگران از آنچه بدانها دادند و دلشان ترسانست كه بسوى پروردگارشان گردانند. و از شرور آنان آسودهاند كه قصد ستم بكسى نكنند كه در خبر است: مسلمان آنكه مسلمانان از دست و زبانش در امانند، و بقولى چون كارهاشان حسن واقعى دارند گرچه بد نمايند و در اين تفسير تأمل بايد كه دور از ظاهر است.
لاغرند از روزه بسيار و بيخوابى شب تار و رياضتهاى ناهموار، يا از ترس خدايا هر دو، سبك نيازند كه دلى بدنيا ندارند، و هوسرانى نكنند، آرزوشان كوتاه و بسازند بدان چه داده خدا.
عفت خوددارى از همه حرامها است، بلكه از هر شبهه و مكروه، روزهاى كمى در دنيا ماندند كه بدنبال آنها آسايش درازى بدست آوردند و اين خود بازرگانى