اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٤٥
نگيرد، از لغزش گذشت كند و از خطايش در خورد داشته باشد، بر او حسد نبرد، كينه او بدل نگيرد، هم آهنگ او باشد دورو نباشد هم پيمان او باشد و مخالف او نباشد، خيرخواه و اندرز گو باشد نه رسوا كن و عيبجو.
سود حديث تشويق بهمدمى و خوش يارى است، راوى حديث جابر بن عبد اللَّه انصاريست.
٤٢- الشهاب: فرمود ٦: مؤمن آنست كه مردمش بر جانها و دارائيهاى خود امينش دانند و آنها را بوى سپارند.
الضوء: اينست آسودگى خاطر و نترسيدنست و امن و امانت و ايمان و امنه بهم نزديكند، و خدا تعالى را مؤمن گويند چون بندههايش را از ستم خود آسوده داشته، مرد امنه آنكه بهر كس اعتماد كند.
اين حديث هم در پديده گزارش است و در معناى فرمان، كه مؤمن بايد خود را مورد وثوق و اعتماد سازد، و جانب او امانتتدار باشد و پاك از نكوهشها، در جان و مال كسى خيانت نورزد، و پيمان نگسلد و عهد و عقد خود نشكند.
سود حديث تشويق بديانت و امانت و صيانت و خودداريست، بهترين روشن گزينى در معامله با مردم و پيشداشت راستى و خوشباش گوئى. و دو راوى حديث انس ابن مالك و فضالة بن عبيد باشند.
٤٣- در دو كتاب حسين بن سعيد: بسندش از امام صادق ٧ كه بپرهيزيد از آنچه پوزش خواهد زيرا مؤمن نه بد كند و نه پوزش خواهد، و دو رو هر روز بد كند و پوزش خواهد.
٤٤- تمحيص: از امام صادق ٧ كه بر مؤمن فرجش چيره نشود، و شكمش او را رسوا نكند.
٤٥- تمحيص: روايت است از رسول خدا ٦ كه ايمان مؤمن كامل نباشد تا يك صد و سه خصلت دارا باشد در كار و كردار و نيت و درون و برون.