اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٨
كه جوخه باشد از پنج تا سيصد و چهارصد تن است.
بايد بدانى كه اين دو روايت دلالت دارند حارثه در زمان خود پيغمبر ٦ شهيد شده و برخى هم گفتند ولى مخالف گفته شيخ است در رجالش كه گفته: حارثة بن نعمان انصارى با كنيه ابو عبد اللَّه حاضر بدر واحد و نبردهاى پس از آنها بود و گفتند دو بار جبرئيل را بصورت دحيه كلبى ديده نخست در يورش پيغمبر به بنى قريظه و دوم در برگشت از جنگ حنين، و با امير المؤمنين در جبهه جنگ همراه بود و در زمان معاويه درگذشته. پايان.
و اين اشتباه است زيرا در خبر حارثة بن مالك آمده كه نعمان نياى او است و سخن شيخ در باره حارثة بن نعمان است و او جز او است، آرى آنچه كه نابينا شده با اين دو روايت اندكى مخالف است و بزور مىشود آن را توجيه كرد، شگفت اينكه اين حديث در كتب مخالفان هم هست چنانچه در نهايه آمده ولى او را در رجال خود نام نبردهاند، و شايد براى اينست كه از او روايتى نرسيده و اصحاب ما هم بعنوان راوى او را نام نبردند.
١٠- خصال (ج ١ ص ٥٢) بسندش از امام صادق ٧ كه چون نام مؤمن را نزد او بردند فرمود: همانا مؤمن آنست كه چون خشم گيرد از حقش بدر نبرد، مؤمن آنكه چون خشنود شود و بپسندد پسندش او را بيهوده در نياورد، مؤمن آنكه چون توانا شود دست نيندازد بدان جا كه نبايدش.
خصال (ج ١ ص ٥١) بسندش از امام باقر ٧ مانندش را آورده و در حديثى طولانى جز اينكه در آن گفته (دست نيازد بدان چه از او نباشد).
١١- امالى صدوق بسندش تا على ٧ راستى براى دينداران نشانهها است كه بدانها شناخته شوند: راستى در حديث، پرداخت سپرده، پايش به پيمان، صله رحم، مهرورزى با ناتوانان، كم آميزشى با زنان، بخشش، خوبى، حسن خلق، و گشادگى در چهره، پيروى دانش، و آنچه مايه تقرب بخدا عز و جل، و طوبى دارند