اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠٢ - باب دوازدهم سختى گرفتارى مؤمن و علت آن و فضيلت بلا
از روى دليل، يا گمان غمآور.
نه آنچه مستند باشد بكار خود بنده كه عوض آن بر خدا نبايد، و يا فرمان دادن بندههايش بكار زيانبخش و مباح كردن آن، يا توانا كردن نابخرد بدان، چون كودك و ديوانه، بخلاف سوختن دنبال افكندن در آتش يا كشتن در گواهى دروغ، و عدالت بر خدا بايست است بحكم خرد و دليل شرع، و روانيست ستمكار را بستم تمكين كند بىعوض نقدى كه برابر ستم او باشد و آن را جبران كند.
و اگر ستمديده بهشتى باشد، عوضهائى كه او را بايد بخش بر اوقات كند، يا بمانند آنها بر او تفضل نمايد، و اگر دچار عقابست در عوض جزئى از عقابش را بيندازد بطورى كه سبكى آن پديد نشود بواسطه پخش كردن آن مقدار ناقص بر اوقات، و واجب نيست پيوسته بودن و هميشگى عوض براى نيكو بودن آنچه بر مختار با درد فزون است گرچه دنباله آن بريده شود، و نبايد عوض در دنيا باشد براى احتمال مصلحت در تأخير آن، و دردناك بودن قطع عوض منع مىشود.
با اينكه آن محل نزاع نيست، در اينجا، و لازم نيست كه بصاحب آن فهماند كه عوض است و سود معينى نبايد و اسقاط عوض دردها نشايد، و عوض بر خدا واجب است كه فزوده شود تا اندازهاى كه هر خردمند بدان خشنود گردد و بر ما واجب است باندازه برابر.
و علامه نور اللَّه ضريحه در شرح آن گفته: بدان كه ما بيان كرديم كه لطف و صلاح بينى هر دو واجبند و آن بر دو بخشند مصالح دينى و مصالح دنيوى كه سودهائى در دنيا باشند، و مصالح دينى يا زيان آورند براى مكلف (چون دادن زكاة و جانبازى در جهاد) يا سود بخشند، و از بخش زيانند دردها، بيماريها، و جز آنها از مردنها و گرانى و قحط، و سودها مانند تندرستى و وسعت روزى و ارزانى.
مردم در باره نيكى درد و زشتى آن اختلاف دارند، ثنويه دو خدائى، معتقدند هر گونه درد زشت است، و جبريان گويند هر آنچه از خدا است نيك است، و بكريه