اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٩٧ - باب دوازدهم سختى گرفتارى مؤمن و علت آن و فضيلت بلا
خبر يكم بقولى، بسا مقصود از آن سختى دوستى آنان باشد بطور كامل و نزديك است بقول او ٧ راستى كار ما سخت و سختى آور است و تحمل آن را ندارد جز فرشته مقرب، يا پيغمبر مرسل، يا بندهاى كه خدا دل او را به ايمان آزموده.
و از هم پاشيدن كوه از محبت او براى سنگينى اين بار است و سختى مهابتش و چون قول خدا است كه (٢١- الحشر) و اگر فرو آورده بوديم اين قرآن را بر كوه ميديدى كه خاشع و درهم شكسته بود از ترس خدا و هم قول خدا (٧٣- الاحزاب) ما پيشنهاد كرديم امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها رو گرداندند از اينكه آن را بردارند و هراس كردند از آن و ظاهر اينست كه مقصود از دوستى در حديث دوستى عوامانه و ميانه نيست، بلكه آن دوستى كه مايه همانندى بآن حضرت باشد بوجه كامل و پيروى تمام از او در فضائل و كردارهاى نيك باندازه توان، و گرچه پايه بلند او را درك نتوان، و از دسترس وهم و گمان بيرون است و كوه بايد از برداشتن چنين بار سنگينى از هم بپاشد.
تتميم:
در اين اخبارى كه از طريق خاصه و عامه هر دو رسيده دلالت روشنى است بر اينكه پيغمبران و اوصياء عليهم السّلام هم در بيماريهاى محسوسه و بلاهاى تن چون ديگرانند و بگفته سزاوارتر بآنند، براى اينكه ثواب بيشتر برند، و اين زيانى بپايه بلند آنها ندارد، بلكه پايدار كردن آنها است و بيان اينكه آدميند، زيرا اگر از آسيبهاى بشرى آسوده بودند با آنچه از معجزات كه داشتند در باره آنان گفته ميشد آنچه ترسايان در باره پيغمبرشان عيسى گفتند.
و اين تأويل در خبر وارد است، و بلا براى آنها هديهايست از خدا براى رسيدن بدرجاتى كه بدانها دسترسى نيست جز ببلا كشيدن، چنانچه درجاتى باشد كه بدانها نتوان رسيد جز بشهادت، و خدا منت نهد بر بندهاى كه دوستش دارد بدان، براى بزرگ داشت و ارجمندى او، چنانچه در خبر شهادت امام حسين ٧ آمده كه پيغمبر ٦