اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٢٢ - باب هفتم خشنودى به موهبت ايمان، و باينكه بزرگتر نعمت است و تعهد صبرى كه خدا بر مؤمن در برابر هر آزارى گرفته
بدشمنانش داده براى گرامى داشتن آنها نيست بلكه براى زبون كردن آنهاست كه از آخرت كه ارزش و مقامى نزد خدا دارد چيزى بدانها نداده و فرموده (٣٣- الزخرف) و اگر نه كه مردم يك امت بودند، البته كه ميساختيم براى آنان كه كافر بخداى رحمانند خانهها با سقف نقره و پلكانها كه بر آن برايند.
هر كه يك دلخواه و دلبند دارد، و آهنگ و تصميم و غمش بيكسو باشد كه كيش حق و رضاى خدا تعالى و قرب و طاعت او است بىغرض نفسانى و هوس بيهوده كه حق يكى است و باطل چند و چونها دارد. با اينكه در عبادت همان رضاى خدا است نه اغراض دنيا.
كفايت كند خدا همش را و كمك كند بدو براى بدست آوردن مقصود و يارى دهد او را بر نفس و شيطان و لشكرهاى جهل و هر كس دلش بهر وادى است از گمراهى و نادانى خدا لطف و توفيقش را از او دريغ دارد و او را بخودش گزارد و هوسهايش تا يك كيش باطل گزيند، يا بهر درهاى از دنيا در افتد و دنبال هر فرمان نفس بدى خواه برود و دچار مال دوستى و جاهطلبى و شرافت و والائى و خوش خورى و خوش نوشى و خوش پوشى و همسران دلبر و امور نابود شو ديگر شود.
و خلاصه هر كه پيرو دلخواه نفس و راى باطل گردد و از درخواست آنها بدين حق نگرايد و بطاعت خدا و قرب او نجويد خدا بدو كمك و توفيق ندهد و پيش خدا ارزشى ندارد و خدا را باكى نيست بچه راهى رود و كجا نابود شود.
و بقولى در كدام جهنم دره افتد، و بقولى هم واحد بسا كه قصد خدا است و توكل بدو در همه كار كه خدا كار دنيا و ديگر سراى او را كفايت كند بخلاف آنكه برأى خود باشد و بىتوكل كار كند، و بسا كه منظور از هم اندوه و غم است كه هر كه تنها غم آخرت دارد خدا او را بس باشد و بشادى جاويدش رساند و هر كه غم دنيا دارد او را بخود وانهد تا در پرتگاه هوسهايش نابود گردد.
١٢- در كافى (ج ٢ ص ٢٥٤) بسندش از عبد الواحد بن مختار انصارى كه ابو جعفر ٧ باو فرمود: اى عبد الواحد زيانى ندارد و چه زيانى دارد؟ بكسى كه بر عقيده