اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ١٤٨ - باب دهم لزوم بيعت و چگونگى آن و نكوهش بيعتشكنى
آن فسخ بيعت است، و مردم در اين باره بشور افتادند و مأمون دستور داد بيعت را مطابق دستور امام رضا ٧ دوباره انجام دادند، و مردم گفتند چگونه سزاوار امامت است آنكه بيعت بستن را نداند، و اين بود كه او را بزهر دادن امام ٧ وادار كرد.
٢- خصال (ج ١: ٥٣) بسندش تا رسول خدا ٦ كه خدا با سه كس سخن نكند و آنان را پاكيزه نسازد و عذاب دردناك دارند.
١- مرديكه با امامى بيعت نميكند جز براى دنياى او و اگرش هر چه خواست باو داد بپايد و گر نه صرف نظر كند.
٢- كسى كه: پس از عصر براى ديگرى در معامله متاعى دست دهد و بخدا عز و جل سوگند خورد كه ببهاى چنين و چنانش گرفته و او باورش دارد و آن را بخرد و در بهايش دروغ گفته باشد.
٣- مردى كه در بيابان بر سر آب فزونتر از نياز خود است و آن را از رهگذر دريغ دارد.
خدا با آنان سخن نگويد بدان چه شاد گردند يا بهيچ، زيرا فرشتهها از آنها بازرسى كنند، يا منظور خشم بر آنها است، و پاكيزهشان نكند بستايش آنان و يا پذيرش كردارشان و يا از آنچه مايه عذابست كه آن را بآمرزش و گذشت از آنها نشويد.
٣- محاسن: ٩٤ بسندش از امام كاظم ٧ كه سه چيز هلاككنندهاند: بيعتشكنى ترك سنت و جدائى از جماعت.
٤- الدرة الباهره امام رضا ٧ فرموده: بيعت شكن از پيشامد بد بركنار نماند.
بيان: «دائره سوء» بقول راغب: بدى فراگير است كه چاره و راه گريز ندارد كه خدا فرموده: (٥٢- المائده) بترسيم از دائره سوء و فرمود: در انتظار دايره سوءاند براى شما و دائره سوء بر آنها باد (٩٨- برائه) در ارشاد: در حديث از بيعت مردم با امام هشتم ٧ نزد مأمون گفته: