اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٧٣ - باب سوم در سرشت مؤمن و تولدش از كافر و بر عكس و برخى اخبار ميثاق زياده از آنچه در كتاب توحيد و عدل گذشته
اينكه فرمود از تو آفرينم يعنى براى تو هست بهشت و فرمانبرانم زيرا اگر آدمى خيرخواه نباشد آفريدن بهشت سودى ندارد و كسى سزاوار آن نگردد و كسى فرمانبر خدا نشود و همين معنا را دارد «دوزخم را از تو آفريدم» زيرا اگر آدمى بد خواهى نداشته باشد كسى نافرمانى خدا نكند و نيازى بدوزخ نيست براى جلوگيرى از بدكاريها، وانگه براى اظهار احاطه دانش او بدان چه هر فردى خواهد كرد بفرشتهها كه لطفى باشد بدانها و هم بآدميزادهها پس از اخبار رسولان بدانها آنان را چون مورچه ساخته و مؤمن آيندهشان را از مخالفانشان تميز داده با آزمايش رفتن در آتش ابدانند پيش از تكليف در عالم جسمانى كه آنچه از آنها است مطابق واقع است و در آنجا طاعت و گناه ثبت شد و فرشتهها فرمانبر و نافرمان را شناختند و در دفترها موافق دانش خدا ثبت شد.
و از اين آميزش شد كه مؤمن فرزند كافر آرد و كافر مؤمن، يعنى از اينكه آدمى مايه خوبى و بدى هر دو را دارد بينى كه پدر بدنبال خرد و خير خواهى رود و شهوت كش و از نيكان شود و پسر دنبال هوس و دلخواه رود و آنها را بر خرد چيره سازد و از بدان گردد با اينكه پر بهم وابستهاند و پدر و پسرند.
و اينكه فرمود: و نتوانند اينان، يعنى خلاف آنچه خدا در باره آنها دانسته نشود ولى آن را باختيار و خواست و توان خود كنند نه بزور، اين احتمال در خاطرم آمد و خدا اسرار گفتار امامان را : داند.
يك تأويلچى گفته: ماده را يك بار آب خوانده و يك بار تربت چه كه هر دو شكل پذير و در سرشت آدمى شريكند و در تركيب آفرينش او، اديم الارض روى زمين است و گويا كنايه از گياه و مايههاى خوراك آدمى است كه نطفه از آن برآيد يا بدان پرورده شود و مالش آن گويا آميختن آنست تا از آن مزاج پديد گردد و آماده زندگى شود و بمورچه خرد از نژاد آدم تعبير كرد كه مانند او با همه خردى حس و جنبش