اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٧٢ - باب سوم در سرشت مؤمن و تولدش از كافر و بر عكس و برخى اخبار ميثاق زياده از آنچه در كتاب توحيد و عدل گذشته
مردم پر تلاش نميكردند.
باش آب گوارا و شيرين: فرمان ايجاد است، يا ضرب المثل براى دانش خداى تعالى باختلاف مايه وجود مردم و آمادگى آنان و سرانجامشان ... در قاموس گفته: در مورچه است كه خرد باشد و ريز كه ١٠٠ شماره آن برابر يك دانه جو ...
سيد رضى در نهج البلاغه گويد: بسندى از مالك بن دحيه كه نزد على ٧ بوديم و اختلاف مردم با هم مذاكره شد و فرمود: آغاز سرشت مردم ميانشان جدائى افكنده براى آنكه آنان تيكهاى از شورهزار زمين و شيرين آن بودند و از ناهموار و هموارش و آنان باندازه نزديك بودن خاكشان بهم با هم نزديك باشند و باندازه دورى آن از هم با هم تفاوت دارند آنكه پر سيراب است كم خرد است و آنكه دراز بالا است كوتاه همت است، و خوش كار زشت منظر است، كم ژرف پر جستجو است و خوش طبع زشت كشش است و آنكه دل پر جوش دارد خردش پراكنده است، تيز زبان دل آهنين دارد.
ابن قيم در شرح نهج البلاغه ص ٤١٩ (چاپ قديم ايران) در شرح قول آن حضرت:
همانا جدائى انداخته ميانشان الخ گفته:
يعنى توافق در صورت و اخلاق پيرو نزديكى بودن سرشت آنها است و نزديك بودن مباديش كه هموار و ناهموار و شور و شيرين باشند و تفاوت در آنها بر اثر تفاوت مبادى نامبرده آنهاست.
اهل تأويل گفتند: مبادى سرشت كنايه است از اجزاء عناصر كه مايه مركبات مزاج دارند و شورهزار كنايه است از گرم و خشك و شيرين از گرمتر و هموار از سردتر و ناهموار از سرد خشك- پايان.
و گويم: دور نيست كه آب شيرين همان دواعى خدا داده باشد براى كار خوب و بد كه خرد و نفس ملكوتيند و آب شور مخالف و جلوگير آن باشد و وادار كن بشهوات پست و كاميابى تن و آنچه در آن بار شده از دواعى شهوت و آميختن آنها تركيب آنها است در آدمى.