اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٥٨ - باب دوم در اينكه مؤمن بنور خدا مينگرد بهر چيز و در اينكه خدايش از نور خود آفريده
بيكديگر (٢٩- الفتح).
٨- نوادر راوندى: بسندش تا رسول خدا ٦ كه بپرهيزيد از هوش مؤمن زيرا مينگرد بنور خداى تعالى.
٩- عيون اخبار الرضا ج ٢ ص ٢٠٠: بسندى تا رسول خدا ٦ مؤمن مينگرد بنور خدا.
١٠- نهج البلاغه ٢١٩ باب حكم و مواعظ: فرمود: از گمان مؤمنان بپرهيزيد كه خدا حق را بزبانشان روان كرده.
١١- كافى (ج ٢ ص ١٦٦): بسندش از جابر جعفى گفت در برابر امام باقر ٧ گرفته شدم و گفتم: قربانت بسا اندوهگين شوم بىآسيبى كه بمن رسد يا حادثهاى كه رخ دهد بمن تا آنجا كه خاندانم در چهرهام بشناسند و هم دوستم؟ فرمود: آرى جابر راستش خدا عز و جل مؤمنان را از سرشت بهشت آفريده و در آنان از بوى روح خود در آورده از اين رو مؤمن برادر پدرى و مادرى مؤمن است چون آسيبى بيكى از اين ارواح در يك شهرى از شهرها رسد و اندوه خورد آنها هم اندوه خورند چون از او باشند.
بيان: در محاسن بجاى تقبضت تنفست يا تأوهت آمده يعنى آه كشيدم (١٣٣) بوى روح همان است كه دميده در پيغمبران و امامان كه فرموده و دميدم در او از روحم (٢٩- الحجر) يا از مهر ذاتى او است كه امام صادق ٧ فرمود: بخدا شيعه ما از نور خدا آفريده شدند و بدو بازگردند يا مقصود عود روح است و آن را مانند باد كرده چون روانست در تن چنانچه نسبت دميدن هم بدان از اين رو است يعنى از روحى كه مانند باد است و آن را برگزيده يا مقصود نسيم رحمت است چنانچه در خبر ديگر است كه روان كرد در آنان از نسيم رحمتش پدر و مادرى ظاهر مانند كردن سرشت است بمادر و روح بپدر و عكس آن هم رواست.