اخلاق اسلامی (ترجمه جلد 15 بحار الأنوار) - علامه مجلسی - الصفحة ٣٠١
نكنيد هواهاى مردمى را كه گمراه شدند از پيش، و كيست گمراهتر از كسى كه پيرو هواى خود باشد بىرهنمائى از خدا. پايان.
سختى نكند در گفتار و سخت نگيرد بر زير دستش در دين يا دنيا يا هر دو، و در نيايد در آنچه برايش مهم نيست و سودش ندارد، بنقل از قاموس.
ناصر دين است از اصول و فروع در گفتار و كردار.
حامى مؤمنانست و جلو زيان آنها را بگيرد.
پناه مسلمانانست و از آنها نگهدارى كند.
ستايش در گوش او اثر ندارد تا او را از حق بگرداند و آن را نشنيده انگارد، و بقولى گوشش دريده نشود و حماقت نكند و آن دور از ظاهر است.
زخم نزند طمع بدلش و در آن اثر نكند و پا بر جا نشود، و اين اشعار دارد باينكه طمع دل را زخم كند و به نشود (لغت را از قاموس آورده).
و بازيگرى حكم او را دگرگون نكند و او را از حكمت و فرزانگى بدر نبرد و چنانچه خدا فرموده (و چون گذرند ببيهوده ارجمند گذرند ٧٢- الفرقان) يا مقصود اينست كه كارهاى دنيا حكمت و فرزانگى او را ديگرگون نسازند چنانچه خدا فرموده (٦٤- العنكبوت) و نيست اين زندگى دنيا جز سرگرمى و بازيگرى.
آگاه نسازد نادان را از دانش خود كه آنان مخالف روش او باشند و از آنها تقيه كند، يا كمخردند و فهم دانش او نكنند.
پر گفتار است در آنچه بايد گفت.
پر كردار است بدان چه گويد و داند، بقولى عالم تا حازم شرح پر كرداريست و حزم عاقبتسنجى است.
و فحاش نيست: بقول راغب: فحش و فحشاء و فاحشه بر آن گفتار و كرداريست كه بسيار زشت است.
وصول بىعنف كه با خويشان و مؤمنان معاشرت دارد و بآنها نيكى كند بىآنكه